نوشته شده توسط : zistzg


:: بازدید از این مطلب : 306
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

     http://www.nlm.nih.gov/medlineplus/ency/images/ency/fullsize/19072.jpg   

سکسکه انقباض تشنجی و شدید ماهیچه‌های تنفسی است و با پایین رفتن غیر عادی دیافراگم و بسته شدن دهانه حنجره همراه است. انسداد دهانه حنجره باعث تولید صدای سکسکه می‌شود، این صدا در زمان عمل دم ایجاد می‌شود.

سکسکه چیزی است که بی گمان همه در طول زندگی خود با آن مواجه شده اند، هق هق های بی امانی که در صورت تداوم، فرد را مستأصل می کند و در مواردی حالت بیماری به خود می گیرد.

در زبان لاتین به سکسکه Singultus اطلاق می شود که از لغت Singult به معنی تلاش برای نفس کشیدن در حین هق هق گریه مشتق شده است.سکسکه همچنان به عنوان یکی از اسرار پزشکی باقی مانده است و تا به حال، نقش و عملکرد مفیدی برای آن شناخته نشده است.
در واقع سکسکه عبارت است از انقباضات ناخودآگاه و مکرر عضله دیافراگم و عضلات تنفسی بین دنده ای.
سکسکه یک علامت است و نه یک بیماری، در ایجاد سکسکه دیافراگم (عضله بزرگ و نازکی که قفسه سینه را از شکم جدا می کند) و عصب فرنیک (عصبی که دیافراگم را به مغز وصل می کند) نقش دارند.

    سکسکه فشرده شدن ناگهانی و غیرارادی دیافراگم است. دیافراگم عضله اصلی تنفس است که در زیر ریه‌ها قرار گرفته است. این عمل فشرده شدن، هوا را به سرعت به درون ریه‌ها می‌کشد و دریچه واقع شده در بالای حنجره (glottis) با صدا بسته می‌شود. این بسته شدن سبب ایجاد صدای سکسکه می‌شود.

سکسکه به طور ناگهانی آغاز شده و معمولاً تنها چند دقیقه طول می‌کشد. شما ممکن است هر جایی به سکسکه مبتلا شوید و بین ۴ تا ۶۰ بار در دقیقه سکسکه کنید. سکسکه معمولاً خود به خود برطرف می‌شود.

سکسکه یک اثر واکنشی است، به این معنا که شما هیچ کنترلی بر روی آن ندارید. به نظر نمیرسد که سکسکه هیچ تاثیر سودمندی داشته باشد و بروز آن در بعد از ظهرها شایعتر است.

معمولاً در حین سکسکه، صدایی تند و سریع که در اثر حرکت غیرارادی عضلات دیافراگم و متعاقب آن بسته شدن سریع تارهای صوتی، پدید می آید،شنیده می شود.
تقریباً همه ممکن است دچار سکسکه شوند، حتی جنینی که در رحم مادر است، اما به طور کلی مردان به مراتب بیشتر از زنان دچار سکسکه می شوند. اما عملاً هر فردی از نوزادان گرفته تا افراد بزرگسال، آن را تجربه می کنند.

سکسکه معمولاً یک مشکل گذرا و خوش خیم است. با این حال، همین عارضه ساده، در صورتی که بیش از حد ادامه پیدا کند، می تواند آزار دهنده و ناتوان کننده باشد.
در ضایعات مغزی، ضربه و تومورهای مغزی و یا به دنبال بی هوشی ها نیز، امکان بروز سکسکه وجود دارد.

عموماً سکسکه با این علت، خود به خود بهبود یافته و غالباً در افراد مضطرب و دارای استرس بالا و یا متعاقب خبر خوشایند و غم انگیز تظاهر می کند و در برخی مواقع مصرف دارو و سموم نیز علت آن است.



:: بازدید از این مطلب : 331
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

                   http://www.uwomeds.com/uwomj/v78n3/backcover.jpg


Z-A:باسلامی دوباره به همه ی ژنتیک دوستان،پست این بار هم در مورد پیوستگی های ژنتیکی و بخش سوم آن است.

هر ژن از یک ژن

خط تفکری که تاکنون در مورد پیوستگی ژنتیکی ارائه شد، در تولید اشکال حیات دائماً دقیق تر شده است. زیست زایی تولیدمثل نام می گیرد؛ تولیدمثل در سطح سلولی توصیف می شود؛ تقسیم سلولی میتوز نام می گیرد؛ کروموزوم ها تقسیم طولی می یابند و یا دقیق تر همتاسازی می کنند چرا که هر کروموزوم جدید نیم کروموزوم نیست بلکه کروموزوم کامل است؛ و در نهایت عناصر سازنده کروموزوم ها، که کروماتیدهای قابل مشاهده و یا ژن های غیرقابل مشاهده باشد می توانند همتای خویش را بسازند. طی دوره ای طولانی بین سال های 1883 تا 1953، یعنی مدت هفتاد سال، پیشرفت چندانی در گسترش این مفهوم حاصل نشد. پیشرفت دانش ژنتیک به درستی روشن ساخت که می توان گفت: «هر ژن از یک ژن به وجود می آید».

اما این قیاس بر پایه شواهدی بود که نشان می داد پیوستگی ژنتیکی با تقسیم سلول ها و یا وقتی سلول های جنسی تشکیل و یا لقاح فرد جدیدی را می سازند، گسسته نمی شود. با این سطح دانش می شد گفت که یک ژن بر روی کروموزومی خاصی جای دارد ولی هنوز کسی نمی دانست که سرشت ژن چیست. ژن و همتاسازی آن مفاهیمی کاملاً انتزاعی بودند.

هر مولکولDNA از یک مولکولDNA

در دهه پس از سال 1944، وقتی معلوم شد که ماده فیزیکی وراثت بر خلاف تصور عمومی اولیه نه پروتئین بلکه داکسی ریبونوکلئیک اسید (DNA) است همه چیز یکسره تغییر کرد. وقتی ج.د.واتسون و اف.اچ.سی کریک در سال 1953، بر پایه شواهد شیمیایی و داده های مبتنی بر پراش پرتو X  اعلام کردند که مولکولDNA  یک مارپیچ دوگانه است مسئله همتاسازی دوباره جان گرفت. دو رشته DNA ستون فقره قند ـ فسفات ـ قند ـ فسفات دارند که از آنها بازهای پورین و پیریمیدن به سمت داخل و محور ماریپچ امتداد می یابند و با پیوند هیدروژنی بی بازهای آدنین دیستمین و گوانین و سیتوزین دو رشته با هم جفت می شوند. در اینجا معلوم شد که مسئله اصلی پیوستگی ژنتیکی سرشت مکانیسمی است که توسط آن DNA همتاسازی می کند.

 

به چند جنبه از مدل DNA و همتاسازی آن باید تأکید کرد. نخست اینکه دو رشته مارپیچ DNA مکمل هم هستند. آنها یکسان نیستند. بخشی از یک رشته که توالی ـ CATCATCAT ـ دارد در رشته مقابل توالی مکمل ـ GTAGTAGTA ـ را خواهد داشت و از هر جهتی که آن را بخواهیم از توالی رشته اول کاملاً متفاوت خواهد بود. تعادل میزان آدنین در برابر تیمینی و گوانین در برابر سیتوزین در تمام مولکول های DNA، صرف نظر از نسبت AT GC: AT، ویژگی DNA دو رشته ای و نه تک رشته ای است. به همین ترتیب برابر بازهای پورین در برابر بازهای پیریمیدن از خواص DNA دورشته ای و نه تک رشته ای است. خود همتاسازی فرآیندی نیست که بتواند در یک مرحله با DNA تک رشته ای انجام شود. DNA تک رشته ای قالبی برای رشته مکمل می سازد و جهت آن در طول مولکول معکوس است چون پیوندهای 5-3 فسفات %D

رفته رفته شواهدی یافتند که درسیتی این فرضیه را تقویت می کرد. یکی از شواهد اولیه مهم این کشف آرتور کورنبرگ (1956) بود که برای سنتز آزمایشگاهی DNA باید ذخیره ای از نوکلئوتیدتری فسفات ها در محیط وجود داشته باشد که پیوندهای فسفاته پر انرژی موجود در آنها امکان تشکیل پیوندهای استری فسفات ها را در طول زنجیره فراهم سازد. محاسبات سیروس لیونتال و اچ.آروکرین و دیگران نشان داد که انرژی لازم برای در هم تابیدن مولکول بسیار درازDNA  به نحوی که از هم باز نشود خیلی زیاد نیست و فقط بخش کوچکی از انرژی در دسترس نوکلئوتیدهای تری فسفات سلول است، در حالی که زمان لازم برای این کار کوتاه است،  مدلی پیشنهاد شد که مارپیچ دوگانه از یک انتها به شکل پیشرونده ای از هم باز می شود و در همان حال که باقی مولکول همچنان دست نخورده مانده است، همانندسازی رشته های از هم جدا شده شروع می شود. پل دوتی و ج.مارمور مستقل از هم دریافتند که قرار دادن DNA در معرض دمای بخرانی بالا موجب تفکیک رشته های مارپیچ دوگانه می شود و اینکه اگر این عمل با سرد کردن تدریجی دنبال شود دو رشته دوباره به هم می پیوندند. بدین ترتیب معلوم شد که هنگام سردکردن مخلوطی از آنها می توان از انواع معینی از DNA دو رگه را به وجود آورد.



:: بازدید از این مطلب : 402
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

    http://swfsc.noaa.gov/uploadedImages/Operating_units/FRD/Fish_Ecology/larvalRFDNA.jpg


Z-A:سلام بعد از چند روز که به خاطر مشغله های زیاد نتونستیم به وبلاگ پست بفرستیم امروز به خدمت رسیدیم
پست اینبار در مورد نظریه سلولی است و در ادامه پسست قبل و مرتبط به پیوستگی های زنتیکی.

هر سلول از سلول پدید می آید

فرمول بندی اولیه نظریه سلولی، به ویژه در شکل کلاسیک آن که ماتیاس شلایدن و تئودور شوان به سال 1839 ارائه کردند. برای توسعه مفهوم پیوستگی ژنتیکی چندان مفید نبود. در سال های اولیه سده نوزدهم (1802) ک.اسپرنگل تصور می کرد که سلول ها به شکل دانه ها یا حبابچه هایی در درون سلول های دیگر شکل می گیرند. او احتمالاً دانه های نشاسته را به جای سلول های جدید در حال تشکیل اشتباه گرفت. معهذا و علی رغم انتقادهای دیگران این ایده اشتباه توسط دیگران نیز اقتباس شد و حتی توسط خود شلایدن تا سال 1849 مورد پذیرش بود. همین طور در مورد توان، چنین به نظر می رسد که ایده هایش را در مورد تشکیل سلول های جدید از نقطه نظرات کریستیا فردریش ولف در یک سده پیش تر (1768؛1759) برگرفته است. به طور خلاصه، شوان فکر می کرد که سلول های جدید باید بیرون از سلول های موجود از میان مواد زمینه ای که تصور می رفت در بین سلول ها وجود دارند و یا از درون سلول های قدیمی با نوعی تبلور از شیره مادر به وجود می آیند. ایده های بهتر در مورد پیوستگی ژنتیکی سلول ها بر پایه کشف رابرت براون (1831) مبنی بر اینکه هسته خصوصیت معمول هر سلول در گیاه گلدار است، پا گرفت. (رابرت براون، برخلاف اینکه اغلب گفته می شود هسته سلول ها را کشف نکرد. هسته ها پیش از وی نیز بارها و بارها دیده شده بودند. آنچه او واقعاً انجام داد توسعه مفهوم عمومی از ضرورت هسته برای سلول بود». کار شلایدن و شوان در مورد سلول های جانوری، مانند سلول های طناب پشتی (نوتوکورو) و غضروف در حال رشد جنین ها اجازه داد تا این مفهوم به سلول های جانوری و نیز گیاهی بسط داده شود.

تقسیم سلولی در آن زمان به دقت و موشکافانه توسط تعدادی از پژوهشگران مشاهده شده بود؛ ج.پ.اف.تورپین (1826)، بی.سی.دومورتیه (1823) در جلبک های رشته ای، توسط هوگوفون مول(39ـ1835) در جلبک های رشته ای و در گیاه پنجه گرگ آنتوسروس؛ توسط ج.مین (1830) در جلبک های سبز و ریسه های کپک ها و جوانه های انتهایی و نوک ریشه های گیاهان گلدار؛ و توسط سی.جی.ارنبرگ (1833) در تقسیم دوتایی تک سلولی های گوناگون، به ویژه مین وفون مول بودند که استوارتر از همه در برابر دیدگاه های عنوان شده توسط شلابدن و شوان ایستادند و بر این باور بودند که سلول ها از تقسیم خود آنها به وجود می آیند. بیش از دو دهه، از 1840 تا 1860، این دیدگاه ها در اردوی گیاه شناسی، توسط اف.یونگر و کارل ناگلی و اردوی جانورشناسی توسط ا.کولیکر، آر.رماک و رودلف ویرشو جانبداری می شدند. این مردان ابتدا پذیرفتند که سلول ها در واقع از راه تقسیم نیز به وجود می آیند و نهایتاً پذیرفتند که تنها از همین راه به وجود می آیند. کلمه قصار ویرشو که اغلب نقل قول می شود (Omnis cellula e cellula) بر جدل دیرینه ای نقطه پایان گذاشت. نکته بسیار مهم این است که رماک و ویرشو هر دو مخالف نظر تشکیل سلول آزاد شلایدن و شوان بودند، زیرا آن را همسنگ (نظریه) زایش خودبه خودی می دانستند.



:: بازدید از این مطلب : 570
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg
http://www.uwomeds.com/uwomj/v78n3/geneticscover.jpg



Z-A:این پست در مورد نظریه ای در مورد پیوستگی های ژنتیکی است که بخش دوم آن را فردا مشاهده خواهید کرد.

تمام اشکال حیات از حیاتی از همان نوع

مقصود ما از پیوستگی ژنتیکی این است که نه تنها تمام زندگی از زندگی زاییده می شود «قانون زیست زایی» بلکه خاص تر از این که هر موجود زنده ای از یک یا دو والد هم گونه خویش پدید می آید. از این رو خصوصیات خود را در یک دودمان بی وقفه از نیاکان خویش، تا شروع گونه مربوطه در زمین و نظریه تکامل، از شروع تمام اشکل حیات در زمین ارث برده است.

نظر مربوط به پدیدآمدن ابنای موجودات زنده از والدینی از نوع خود، نظری به قدمت خود بشر است، اما طی سده های بسیار این اعتقاد که آنها تنها از هیمن راه به وجود می آیند تردید وجود داشت. در سفر پیدایش، به وقت نقل داستان خلقت چنین آمده است که هر موجودی «از همان نوع خودش پدید می آید». ارسطو در نوشته های خویش که قدمت آنها به چهارمین سده پیش از میلاد مسیح می رسد، نظر ویژه تری دارد. در اثر خویش موسوم به تولید جانوران می نویسد:

«در جریان عادی طبیعت، زاده هایی که یک نر و ماده از همان نوع تولید می کنند موجود نر یا ماده از همان نوع است ـ برای مثال زاده سگ نر یا سگ ماده سگی نر یا ماده است».

اما کتاب مقدس به این اعتقاد عمومی توسل می جوید که اشکال ابتدایی حیات می توانند از راهی دیگر پدید آیند، مانند زمانی که شمشون «زنبورها» را در جسد شیری می یابد که خود کشته بود. ارسطو نیز به زایش خودبخودی موجودات زنده اعتقاد داشت، آنجا که در تاریخچه جانوران می گوید:

برخی گیاهان از دامنه گیاهان به وجود آمده اند، در حالی که سایر گیاهان از شکل گیری برخی عناصر اصلی مشابه دانه به وجود می آیند... پس در رابطه با جانوران، برخی از حانوران والد مطابق نوع خود سرچشمه می گیرند در حالی که بقیه به طور خودبخودی و نه از نسل موجود پدید می آیند؛ و برخی از این موارد پیدایش خودبخودی از مواد گیاهی و یا خاک در حال فساد پدید می آید و این در مورد پیدایش خودبخود تعدادی از حشرات مصداق دارد. در حالی که بقیه از راه زایش خودبخودی در درون بدن جانوران از ترشحات چندین اندام آنها پدید می آیند.

پیش از پذیرش این دیدگاه که وراثت از نوعی مکانیسم زیست شناختی نتیجه می شود، شبح زایش خودبخودی باید پایین کشیده می شد. از نظر ارسطو (بزرگترین زیست شناسی روزگار باستان) و تمام آنهایی که بدون شک تا سال 1600 یا دیرتر از نظریه های وی پیروی کردند، الگوی تحول را با علت غایی و علت صوری تبیین می کردند، که اولی نهایت آنچه موجود زنده برای آن وجود داشت و دومی لوگوس یا سرشت ذاتی آن بود. از چهار علت (ذکر شده) توسط فیلسوف یونانی، علت مادی توسط والد ماده و علت انگیزه (مؤثر) توسط والد پدری فراهم می شد. این دو علت مواد و انرژی برای موجود فراهم می کنند؛ ولی هیچ نشانه ای از اینکه علت صوری به طریقی از والدین منتقل شود وجود ندارد. بلکه بیشتر همبسته علت غایی است و در خود سرشت چیزها وجود دارد. از این رو با فرض وجود علل مادی و فاعلی مناسب با قدرت یک جانور خاص باید به همان سادگی که از کثافت و لجن یا ماده در حال فساد منشأ می گیرد از مواد و نیروی انرژی زای فراهم شده توسط والدینی از همان گونه منشأ گیرد.




:: بازدید از این مطلب : 295
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

    http://www.kmhlawyers.com/wp-content/uploads/2010/02/Medical-malpractice-page.jpg

Z-R:با سلام به همه ی شما در این پست به ده دستاورد علم پزشکی در سال 2009میپردازیم

سال‌های طولانی است كه بشر با طیف گسترده‌ای از بیماری‌ها دست و پنجهنرم می‌كند كه شاید تا چند دهه قبل، غلبه قطعی بر آنها دور از ذهن به نظرمی‌رسید. سرطان و به خصوص سرطان خون، نابینایی، كم‌بینایی و مشكلات حادریوی كه معمولا به مرگ بیماران منجر می‌شد، از جمله این بیماری‌ها به شمارمی‌آیند. سال 2009 در حالی به پایان راه خود رسیده است كه طی آن مجموعه‌ایارزشمند از دستاوردهای علمی پزشكی حاصل شده كه نتیجه آنها چیزی نیست جزامیدواری بسیاری از بیمارانی كه هیچ‌گاه امیدی به بازگشت به زندگی عادینداشته‌اند. در این گزارش با گلچینی از این مجموعه‌ كه از سوی نشریه معتبرعلمی ‌پاپیولار ساینس ارائه شده است آشنا می‌شویم.

دستگاهی برای شش‌های‌ بیماران

نزدیك به 10 میلیون آمریكایی كه از بیماری‌های مزمن ریوی رنج می‌برند،صرفا با كمك دستگاه‌های مختلف كمك تنفسی به حیات خود ادامه می‌دهند. LungFlute نیز چنین كمكی به بیمار ریوی می‌كند با این تفاوت كه با ارساللرزش‌های 16 هرتزی به درون قفسه سینه بیمار موجب از جا كنده شدن مخاط‌هایآزاردهنده از شش‌ها می‌شود و در نتیجه تنفس راحت‌تری را برای بیمار بهارمغان می‌آورد. با توجه به این‌كه این فناوری نوین از سوی سازمان غذا وداروی آمریكا نیز تأیید خواهد شد، شمار قابل توجهی از بیماران از آناستفاده خواهند كرد.

دستگیره دری كه هرگز آلوده نمی‌شود


استفاده از دستگیره در Purleve Hygienic در اماكنی نظیر دستشویی‌هابه بهبود وضعیت بهداشتی بیمارستان‌ها و اماكنی از این دست كمك زیادیمی‌كند. محققان دریافته‌اند كه دستگیره درها، از جمله نقاطی هستند كه حجمقابل توجهی از میكروارگانیسم‌های بیماری‌زا را در خود نگه می‌دارند. اینسیستم جدید هزاران غلاف پلاستیكی استریل شده قرقره‌ای شكل در خود دارد. پساز آن‌كه شخصی از دستگیره استفاده می‌كند، موتور كوچكی كه در دل آن جاسازیشده است، غلاف رویی دستگیره را به درون دستگیره می‌كشد و به جای آن غلافاستریل شده تازه‌ای روی سطح دستگیره قرار می‌گیرد. هریك از این غلاف‌هادارای عامل ضد میكروبی موسوم بهMicroban هستند كه تا 9/99 درصدمیكروارگانیسم‌های خطرناك و بیماری‌زای ساكن روی دستگیره را از بینمی‌برند و در عین حال مانع از آن می‌شوند كه غلاف‌های استفاده شده سایرغلاف‌های استریل و استفاده نشده را آلوده كنند.

مدرن‌ترین بیمارستان جهان

بدون تردید قرار گرفتن بیمارستانEl Camino در منطقه «سیلیكن ولی»آمریكا و این‌كه این بیمارستان مدرن‌ترین ساختمان پزشكی و درمانی جهان بهشمار می‌آید، 2 مقوله كاملا مرتبط با هم هستند چون در سیلیكن ولی، هر چیزیحتی ساختمان‌ها از نوع فوق مدرن به حساب می‌آید. این بیمارستان با هزینهخیره‌كننده 470 میلیون دلار ساخته شده و در آن طیف گسترده‌ای از آخرینپیشرفت‌های پزشكی و فناورانه دیده می‌شود.

بخشی از این پیشرفت‌های فناورانه به به‌كارگیری ربات‌هایی مربوط می‌شودكه در خدمت جراحان هستند و ابزار مورد نیازشان را در اختیار آنها قرارمی‌دهند. جراحی‌هایی كه با استفاده از ربات‌های جراح قابل كنترل از راهدور انجام می‌شود نیز بخش دیگری از این فناوری‌ها به شمار می‌آیند.بیمارانی كه در این بیمارستان بستری می‌شوند و تحت درمان قرار می‌گیرندپیش از هر كاری باید با قرار دادن كف دست خود روی صفحه مخصوصی به دقتشناسایی شوند. به عبارت دیگر، ثبت اطلاعات بیماران در این بیمارستان صرفابه این ترتیب صورت می‌گیرد. تمامی ‌این فناوری‌ها را به رایانه‌های مقاومدر برابر آلودگی و عفونت اضافه كنید تا مجموعه ابتكارات علمی ‌و فناورانهبه كار گرفته شده در این بیمارستان تكمیل شود. با استفاده از فناوریWi-Fiنتایج معاینات انجام‌ شده از بیماران و علائم حیاتی شان در اختیار پزشكان،پرستاران و یك سرور مركزی قرار می‌گیرد. نكته جالب دیگر این است كه هر یكاز كارمندان این بیمارستان در لباس خود دستگاه صوتی كوچكی دارد كه در صورتنیاز به آنها در هر یك از بخش‌های بیمارستان، از طریق این دستگاه به آنهااطلاع‌رسانی می‌شود و از این رو درEl Camino خبری از استفاده از بلندگوهایسراسری و آلاینده صوتی نیست.

نسل‌جدیدسیستم‌های كمك‌شنوایی برای استفاده درطول شبانه روز

سیستم كمك شنواییLyric نخستین مورد در نوع خود در جهان به شمار می‌آیدكه استفاده‌كننده می‌تواند برای ماه‌های متوالی و بدون تحمل جراحی‌هایمخصوص كاشت چنین سیستم‌هایی، آن را در گوش خود نگاه دارد. این سیستم جدیدكمك شنوایی به اندازه یك دانه لوبیاست و در مجرای گوش قرار می‌گیرد. كاربرمی‌تواند بدون هیچ‌گونه نگرانی درخصوص آسیب دیدن احتمالی دستگاه از آن درزمان دوش گرفتن و خواب نیز استفاده كند.

این فناوری به گونه‌ای طراحی شده است كه كاربر تا 4 ماه متوالیمی‌تواند آن را در گوش خود نگاه دارد. این سیستم كمك شنوایی در فاصله چندمیلی‌متری از پرده گوش قرار می‌گیرد كه در مقایسه با سایر سیستم‌های كمكشنوایی موجود در بازار، كمترین فاصله را با پرده گوش دارد. این فناوریدرآستانه انتقال امواج صوتی به پرده گوش، اعوجاج اصوات را می‌گیرد و موجبمی‌شود كاربر اصوات را با كیفیتی عالی بشنود. برای كاربر این امكان نیزفراهم شده است كه سطح صدای این دستگاه را به هر میزان كه تمایل دارد تغییردهد و حتی آن را خاموش و روشن نیز بكند. همچنین كاربر هر 3 یا 4 ماه بامراجعه به پزشك خود و در كمترین زمان می‌تواند دستگاه جدید را جایگزیننمونه قبلی كند.

اسفنج‌هایی كه هرگز در بدن بیمار جا نمی‌مانند

یكی از نگرانی‌هایی كه همواره در خصوص جراحی‌های چندساعته و حتیكوتاه‌مدت وجود دارد، جا ماندن برخی از وسایل جراحی نظیر اسفنج‌های جراحیو چاقوها در بدن بیمار است. اسفنج ClearCount این قابلیت جالب توجه رادارد كه پس از جذب خون‌های اضافی در محل انجام جراحی، هشدار لازم را بهجراح می‌دهد تا تصادفا آن را در بدن بیمار جا نگذارد. جا ماندن وسایلمختلف جراحی در بدن بیمار همواره با دردهای زیادی همراه بوده و بیمارمجبور است داروهای آنتی‌بیوتیكی زیادی را تحمل كند. در هریك از ایناسفنج‌ها برچسب‌هایی جاسازی شده كه فركانس‌های رادیویی مخصوصی از خودمنتشر می‌كنند.

از سوی دیگر، دستگاه اسكنری كه در كنار تخت جراحی قرار دارد،فركانس‌های رادیویی منتشر شده از سوی اسفنج را دریافت می‌كند و از اینطریق هشدار لازم به جراح داده می‌شود. این اسكنر همچنین شمار دقیقاسفنج‌هایی را كه در هر عمل جراحی به كار گرفته می‌شود دارد. با استفادهاز این فناوری نوین، پزشك جراح هیچ‌گونه نگرانی درباره جا ماندن اسفنج دربدن بیمار ندارد و با خیالی آسوده پوست بیمار را بخیه می‌زند.

كلاه ایمنی برای شاد بودن

هدف از ارائه سیستم درمان عصبی TMS به‌عنوان یكی از جدیدترینفناوری‌های پزشكی كمك به میلیون‌ها بیماری است كه از افسردگی رنج می‌برندو در عین حال داروها و تكنیك‌های رایج درمان افسردگی نیز در كمك به آنهابی‌فایده بوده‌اند. مبنای كلی این فناوری نوین بر استفاده از نیرو و امواجالكترومغناطیس بنیان گذاشته شده است. سادگی استفاده از این سیستم محركالكترومغناطیسی عصبی قابل مقایسه با فرآیند تمیز كردن دندان‌هاست. بیمارروی صندلی مخصوصی نشسته و در ادامه از طریق یك سیم‌پیچ الكترومغناطیسیمیدان‌های مغناطیسی تولید می‌شود كه قشر پیشانی قسمت چپ مغز را تحت تأثیرقرار می‌دهد. این بخش از مغز همان ناحیه‌ای است كه حالات روانی افراد راتنظیم می‌كند. بدین ترتیب نورون‌های مغزی تحریك شده تا دوپامین تقویتكننده عصبی بیشتری تولید شود. در یك‌سری مطالعات تحقیقاتی مشخص شد پس ازآن‌كه بیماران در جلسات 30 تا 40 دقیقه روزانه شركت كردند، حدود نیمی ‌ازآنها علائم به مراتب كمتری از افسردگی را احساس می‌كردند. نكته جالب ایناست كه نیمی ‌از بیماران مدعی شده‌اند كه بهبود كامل یافته‌اند.

نخستین عینك جهان با فوكوس قابل تنظیم

این فناوری نوین برای موارد مختلفی مناسب است كه از آن جمله می‌توان بهمطالعه روزنامه تا تماشای فیلم و مشاهده هر شیء و منظره‌ای در حد فاصلمیان این دو اشاره كرد. عینكTruFocals نخستین عینك در جهان به شمار می‌آیدكه هنگام استفاده می‌توان فوكوس آن را تنظیم كرد. هریك از شیشه‌های اینعینك متشكل از لنز خارجی با دستور فاصله اصلاحی و یك لنز قابل انعطافداخلی است.

فاصله ناچیز میان این دو لنز با مایعی كه مواد اصلی سازنده آن سیلیكوناست پر شده است. این مایع كاملا شفاف است و در عین حال در هر دمایی نیز بهحالت مایع باقی می‌ماند. در قسمت پل رابط میان دو شیشه عینك، دستگاه بسیاركوچكی قرار دارد كه در حقیقت به عنوان بخشی از تزئینات عینك است و وظیفهدارد مایع بین 2 لنز در هر 2 شیشه عینك را تحت فشار قرار دهد تا طی فرآیندخاصی میزان انحنای هر یك از شیشه‌ها تغییر كند و بدین ترتیب عینك برایمشاهده اجسام دور و نزدیك به صورت خودكار تغییر فوكوس دهد.

ماسك بهداشتی و فناوری قاتل آنفلوآنزا

اگر قرار باشد با توجه به شیوع جهانی ویروس آنفلوآنزا، استفاده ازماسك‌های بهداشتی در هفته‌های آتی رواج پیدا كند، افراد هوشمند ازماسكFilligent limited bioMask استفاده خواهند كرد. در تار و پود داخلیاین ماسك از فیبرهای سلولزی استفاده شده است كه باكتری و ویروس را به خودمی‌گیرد و در ادامه ذرات روی و مس موجود در این تار و پودها با تخریبدیوار سلولی این ذرات آلاینده آنها را می‌كشند. نتیجه كار نیز چیزی نیستجز جلوگیری از وارد شدن میكروارگانیسم‌های بیماری‌زا به بدن و سالم ماندنافراد. تست‌های آزمایشگاهی مختلفی روی این ماسك زیستی انجام شده كه نتایجآن نیز بسیار امیدواركننده بوده است.

در یكی از این آزمایشات اسپری روی ماسك صورت گرفته شد كه معادل 50برابر شمار ویروس‌های آنفلوآنزای نوعA نهفته در عطسه یك بیمار در آن وجودداشت.

نتایج بررسی‌ها نشان دادند كه این ماسك زیستی تقریبا 9/99‌درصدیویروس‌ها را از بین می‌برد و نكته جالب توجه این است كه این كار تنها دركمتر از یك دقیقه انجام می‌شود و میزان ناچیز باقی مانده نیز در 10 دقیقهبعدی از میان می‌روند. این درحالی است كه در ماسك‌های فعلی موجود در بازارهمواره تا 50 هزار میكروارگانیسم بیماری‌زا را در خود جای می‌دهند.

همچنین این ماسك زیستی جدید خلاف ماسك‌های موجود در بازار كه یك بارمصرف هستند این قابلیت را دارند كه تا چندین بار به كار گرفته شوند.

پانسمان جادویی

زمانی كه نیروهای پزشكی در اورژانس‌ها به درمان سریع و اولیه مصدومانمی‌پردازند، زمان حرف اول و آخر را می‌زند. فناوری نوینی برای به حداقلرساندن این زمان ارائه شده است كه می‌توان از آن به عنوان یكی ازكاربردی‌ترین فناوری‌های پزشكی در سال 2009 اشاره كرد. توری پزشكیCeloxنام این فناوری نوین است كه دارای دو جنبه كاربردی است.

این توری نه تنها می‌تواند به مسدود كردن موقتی و بسیار سریع خونریزیكمك كند بلكه از آن می‌توان در سوختگی‌های شدید جهت التیام اولیه بهرهگرفت. این توری از فیبرهایی موسوم بهchitosan ساخته شده است كه به عنوانفاكتور منعقدكننده خون از آن یاد می‌شود. این فیبرها از پوسته میگو به دستآمده است و تا 16 برابر وزن خود توانایی جذب خون دارد. استفاده از اینتوری در مواقع بسیار ضروری نظیر میادین جنگ و خونریزی كاملا قابل توجه استبه طوری كه گفته می‌شود تا 20 ساعت می‌تواند دمای ناحیه دچار سوختگی را در10 درجه فارنهایت نگاه دارد.

كلاه ایمنی برای مراقبت از سر فوتبالیست‌ها

پای شكسته میتواند پایانی بر زندگی ورزشكاری یك فوتبالیست وحتی بسیاریاز ورزشكاران باشد اما شكستگی سر و جمجمه می‌تواند پایان زندگی یك ورزشكارباشد. در بسیاری از موارد گزارش شده است كه وارد آمدن ضربات شدید به سرفوتبالیست و شكستگی متعاقب آن، موجب بروز سكته مغزی می‌شود. بر اساس آمارو ارقام موجود از سال 1995 میلادی به این سو 39 فوتبالیست به دلیل بروزچنین فرآیندی جان خود را از دست داده‌اند، اما فناوری‌های به كار گرفتهشده در كلاه schutt كمك زیادی به ورزشكار آسیب‌دیده می‌كند.


 هر 10 ثانیه حرارت‌سنجی كه در قسمت داخلی كلاه نصب شده است دمایپوست اطراف شاهرگ شقیقه ورزشكار را اندازه‌گیری می‌كند و داده‌های به دستآمده را به دستگاه كوچك دریافت‌كننده‌ای كه در دست مربی حاضر در كنار زمینقرار دارد ارسال می‌كند. در صورتی كه دمای اندازه‌گیری شده از 5/102 درجهفارنهایت فراتر رود زنگ هشداردهنده‌ای به صدا می‌آید تا مربی بلافاصلهدستور خارج كردن ورزشكار از زمین و بروز حادثه‌ای ناگوار را صادر كند.رسیدن این دما به 104 درجه فارنهایت یعنی یك خطر بزرگ.




:: بازدید از این مطلب : 310
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

                  http://www.johnalexanderstudio.com/wp-content/pictures/d7320608flyingfish-365x550.jpg


در این پست رشته ی شیلات رو به شما معرفی میکنم
رشته شیلات
 كشور وسیع ایران خوشبختانه چه در شمال و چه در جنوب و جنوب غربی دارای سواحل دریایی طولانی و امكان صید و صیادی فراوانی است .
درداخل كشور نیز آبگیرها و رودخانه های متعدد برای پرورش آبزیان و انواعماهی ها موجود می باشد .امكان بهره برداری از این منابع طبیعی و موهبتهایالهی داشتن تخصص و آگاهیهای كافی در زمینه ها ی مختلف شناخت آبزیان ، آبها، تكنیكها و برنامه ریزی و مدیریت آنها است.
لذا دائر كردن چنین رشته ای در سطح كارشناسی ارشد با توجه به كمبود مواد پروتئینی كشور كاملا لازم و مورد نیاز می باشد.
6-شرایط گزینش دانشجو
داوطلباناین رشته علاوه بر دارا بود ن شرایط عمومی دوره كارشناسی ارشد می بایستواجد شرایط اختصاص دوره كارشناسی ارشد رشته های كشاورزی و منابع طبیعیبوده و فارغ التحصیل رشته شیلات و محیط زیست دوره كارشناسی باشند.
فارغالتحصیلان سایر رشته های منابع طبیعی و رشته دامپروری و رشته های مشابهآنها در نظام قدیم نیز می توانند داوطلب ورود به این رشته شوند.
بدیهیاست اینگونه داوطلبین پس از ورود به دوره كارشناسی ارشد شیلات ملزم بهگذرانیدن دروس كمبود براساس آئین نامه كارشناسی ارشد به تشخیص كمیتهمربوطه می باشند.



:: بازدید از این مطلب : 314
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

         http://www.goodcholesterolcount.com/wp-content/uploads/2008/09/heart_stethoscope.jpg

Z-R;قلب با تمام سادگی ظاهریش هنوز راز های کشف نشده ی بسیاری داره

محققان آمریکایی برای اولین بار موفق شدند با استفاده ازسلولهای عادی قلب، سلولهایی با توانایی تپیدن تولید کنند، شیوه ای که میتواند منجر به ترمیم جراحتها و نقصهای موجود در قلب توسط خود این اندامشود.

برای اولین بار ساخت سلولهای ماهیچه ای قلب از دیگرسلولهای این اندام حیاتی بدن موجودات زنده امکان پذیر شد. این روش میتواند به عضله معیوب قلب کمک کند تا از طریق تبدیل سلولهای ساختاری به نام"فیبروبلاست" به سلولهای ماهیچه های عروقی یا سلولهای عامل ایجاد تپش درقلب خود را ترمیم کنند.

مسیر تبدیل فیبروبلاست به ماهیچه عروقی آن قدر مستقیم وساده است که نیازی به شکل گیری سلولهای بنیادین ناپایدار در این روندنیست؛ ویژگی که می تواند بسیاری از مراحل اضافی در روند خلق سلولهای قلباز سلولهای بنیادین را حذف کند.

دیپکا ریواستاوا”" از موسسه بیماریهای عروقی "گلد استون"در سانفرانسیسکو می گوید: "تیمهای دیگر از جمله تیم تحقیقاتی ما تلاشهایزیادی در راستای ساخت ماهیچه های عروقی به کمک سلولهای بنیادین انجام دادهاست."

 

    http://www.siterooz.com/car/khabar/%D8%B6%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%20%D9%82%D9%84%D8%A8%20%DB%8C%DA%A9%20%D8%A2%D8%AF%D9%85%20%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82.jpg


اکنون این محققان فیبروبلاستهای موش را در معرض سه دستهاز پروتئین‌های عامل رونویسی به نامهای  Gata4, Mef2cو Tbx5 که ژنهای موردنیاز برای شکل گیری بافت اولیه قلب را فعال می کنند، قرار دادند. اینفیبروبلاست‌ها طی چند روز شروع به تغییر کرده و پس از چند هفته به سلولهایماهیچه ای قلب تبدیل شدند و با گذشت یک ماه تپیدن را آغاز کردند.

محققان همچنین فیبروبلاستهای تغییر یافته را به قلب موش زنده‌ پیوند شده و شاهد تغییر یافتن آنها به سلولهای ماهیچه ای قلب بودند.

قدم بعدی بررسی عملی بودن این شیوه بر روی فیبروبلاستهایانسانی است. محققان همچنین در جستجوی شیوه هایی خواهند بود تا بدون آلودهسازی فیبروبلاستها به ویروسها، شیوه ای که برای انتقال پروتئین های عاملرونویسی به فیبروبلاست موش مورد استفاده قرار می گیرد، آنها را تغییر دهند.

بر اساس گزارش نیوساینتیست، محققان می گویند در آینده بااستفاده از ساختارهایی که می توانند عوامل رونویسی را به منظور خلقسلولهای ماهیچه ای قلب از فیبروبلاست بدن خود بیمار، در قلب آزاد کنند میتوان عضله های آسیب دیده قلب افراد مبتلا به آسیبهای قلبی را به تدریجدرمان کرد.





:: بازدید از این مطلب : 283
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

               http://www2.gvsu.edu/~schnizlk/bone111.gif


Z-R:با سلام قبل از اینکه این پست رو شروع کنم میخوام چند لحظه خودتون رو بدون استخون فرض کنید...
خب حالا بریم سر مطلب
استخوان‌بندی یا اسکلت انسان آن بخش از بدن انسان است که از جنس استخوان بوده و به عنوان نگهدارنده قطعات بدن به یکدیگر عمل می‌کند.

انجام حرکات بدن در یک جانور پرسلولی فقط بر عهده ماهیچه ها نیست و جانوری که تنها از ماهیچه‌های خود برای حرکت کردن استفاده کند،حرکاتش بسیار کند خواهد بود. در عوض جانورانی که برای ماهیچه‌های خودتکیه‌گاهی دارند حرکتشان هم به نسبت سریع است این تکیه‌گاه را اسکلت می‌نامند.

دو نوع اسکلت وجود دارند :

داخلی
خارجی

جانوران دارای اسکلت خارجی معمولاً جثه‌های کوچکی دارند.

در عوض امروزه بزرگ‌ترین جانوران کره زمین مانند فیل دارای اسکلت داخلی هستند جنس اسکلت داخلی ازاستخون غضروف و یا هر دو باهم است. یا

اسکلت بدن از تعداد زیادی استخوان تشکیل شده است که بعضی از آنها فرد و بعضی دیگرزوج هستند. استخوانها از نظر شکل و اندازه بسیار متفاوت می‌باشند ولی بطورکلی آنها را به 5 گروه اصلی می‌توان تقسیم‌بندی کرد.

    <


:: بازدید از این مطلب : 294
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

                     http://www.tropical-rainforest-animals.com/image-files/green-snake.jpg

چرا زبان مارها دو شاخه است؟؟؟؟؟

هزاران سال است که زبان چنگال‌مانند مارها توجه مردم را به خود جلب کرده و به پیشنهاد فرضیه‌های گوناگونی پیرامون آن انجامیده است. در بسیاری از فرهنگ‌ها و آیین‌ها، زبان چنگال‌مانند نمادی از بدجنسی و فریبکاری است. ارسطو، نخستین پژوهشگری است که در مورد اهمیت کارکردی زبان چنگال‌مانند مارها نظر داده است.

به نظر او، این ویژگی باعث دو برابر شدن لذت احساس چشایی می‌شود. ۱۹ قرن پس از او، هودیرنا بیان کرد که زبان چنگال‌مانند برای پاک کردن ذر ه‌های خاک از سوراخ‌های بینی به کار گرفته می‌شود؛ زیرا مارها همیشه روی زمین می‌خزند یا در سوراخ‌ها و غارچه‌های زیرزمینی پیش می‌روند. نظریه‌‌های دیگری نیز بیان شد. از جمله، مارها با چالاکی حشر ه‌های کوچک را بین نوک‌های زبان چنگال‌مانندشان به دام می‌اندازند. در آغاز قرن بیستم نیز برخی بر این باور بودند که زبان مار یک اندام لامسه است که جانور آن را برای ضربه زدن به زمین به کار می‌گیرد (درست مانند کاری که یک نابینا با عصایش انجام می‌دهد.)

از میان این خیال‌پردازی‌ها، نظر ارسطو به واقعیت نزدیک‌تر است. امروزه ما می‌دانیم که مارها از زبانشان برای دریافت پیام‌های شیمیایی بهره می‌گیرند. اما، بر خلاف نظر ارسطو، این اندام به احتمال زیاد در حس چشایی دخالتی ندارد.

در سال ۱۹۲۰، برومن نظریه‌ای پیشنهاد کرد که به نظر می رسید از پختگی زیادی برخوردار است: هنگامی که مار زبانش را به درون دهانش می‌کشد، نوک‌های زبان چنگال‌مانندش را درون دو سوراخ ریز در دو سوی سقف دهانش می‌گذارد. از این راه، مواد شیمیایی محرکی که در اثر تماس نوک‌های زبان با زمین یا چیزهای گوناگون، گردآوری شده است، از راه آن سوراخ‌ها به اندام‌های بویایی ویژه‌ای به نام اندام‌های جاکوبسون یا ومرونازال(VNO) می‌رسند

. این اندام‌ها در مارها، سوسمارها و بیش‌تر پستاندارن به‌خوبی توسعه پیدا کرده‌اند. آن‌ها دستگاه‌های بویایی ثانویه هستند که به طور ویژه برای شناسایی فرومون‌ها، یعنی مواد شیمیایی که جانور به عنوان پیغام برای دیگر جانوران هم گونه‌اش می‌فرستد، تکامل یافته‌اند. اما در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی، شواهد آزمایشگاهی و مقایسه‌ای، نظریه‌ی برومن را با پرسش‌های مهمی روبه‌رو کردند
:
۱) تهیه‌ی فیلم با کمک پرتوهای ایکس نشان داد که وقتی زبان به درون دهان کشیده می‌شود، پیش از بسته شدن دهان، در غلاف ویژه‌ی خود قرار می‌گیرد. در حقیقت، نوک‌های زبان به سوراخ‌های VNO وارد نمی‌شوند. در عوض، مولکول‌های شیمیایی روی یک جفت برآمدگی بالشتک ‌مانند در کف دهان جای می‌گیرند. بسته شدن دهان، این بالشتک‌ها را به سوی سوراخ‌های VNO می‌راند و از این راه مولکول‌های محرک به این اندام‌ها راه می‌یاب
ند.
۲) هر چند اندام‌های VNO در بسیاری از خزندگان از جمله سوسمارها به‌خوبی توسعه یافته‌اند، اما شمار اندکی از آن‌ها دارای زبان چنگال‌مانند هستند. به‌ علاوه، در بیش‌تر خزندگان زبان تنها مقدار اندکی شکافته شده است. روشن است که نوک‌های این گونه زبان‌ها نمی‌توانند به سوراخ‌های اندام‌های VNO وارد شوند. با وجود این، چنین گونه‌هایی به نحو کارآمدی مواد شیمیایی را در اختیار این اندام‌ها می‌گذارند
 

                        
http://desicolours.com/wp-content/uploads/2008/06/snake16.jpg

اگر زبان برای جایگیری در اندام‌های VNO چنگال‌مانند نشده است، چه نقشی را برای شکل چنگال‌مانند آن می‌توان در نظر گرفت ؟

در سال ۱۹۹۴، شوینگ پاسخ مستندی را برای این پرسش فراهم کرد. به نظر او زبان چنگال‌مانند به مار توان درک محرک‌های شیمیایی موجود در دو نقطه را به طور همزمان می‌دهد. بدین خاطر مار می‌تواند شیبی از مواد شیمیایی محرک را دنبال کند. به دست آوردن دو برداشت همزمان، توانایی مار را در دنبال کردن دقیق‌تر مسیر فرمون‌ها افزایش می‌دهد. این توانایی در جست و جوی شکار و جفت از اهمیت زیادی برخوردار است. این درک شیمیایی فضایی، شبیه دیگر دستگاه‌های درک فضایی است که بر اساس تحریک همزمان دو اندام حسی جدا از هم کار می‌کنند. برای نمونه، فاصله‌ی زمانی بین ورود صدا به یک گوش و به گوش دیگر و اختلاف شدت صداهای رسیده به دو گوش، توانایی تعیین دقیق جهت صدا را به ما می‌دهد.

شواهد زیادی از نظریه‌ی شوینگ پشتیبانی می‌کنند:

۱)مارها و سوسمارهایی که زبان آن‌ها چنگال مانند است، با مهارت بسیار زیاد مسیرهای بودار را دنبال می‌کنند، اما سوسمارهایی که زبان آن‌ها تنها اندکی شکاف دارد، این مسسیرها را پیگیری نمی‌کنند
.
۲) مارها و سوسمارهای با زبان چنگال‌مانند، وقتی با مواد بودار روبه‌رو می‌شوند، نوک‌های زبانشان را از هم دور می‌کنند تا با این کار فاصله بین نقطه‌های نمونه‌برداری را افزایش دهند و شیب ماده‌ی شیمیایی را بهتر درک کنند.
۳) بریدن بخش چنگال‌مانند زبان باعث می ‌شود جانور نتواند مسیرهای بودار را دنبال کند. با وجود این، آزمایش‌ها نشان می‌دهند که در این حالت اندام‌های VNO مواد شیمیایی را دریافت می‌کنند و بروز پیام‌های عصبی در آن‌ها دیده است.

۴) اگر یکی از سوراخ‌های VNO را ببندیم، جانور نمی‌تواند مسیرهای بودار را دنبال کند و در عوض به سوی سوراخ بسته نشده گردش می‌کند.

۵) بررسی دستگاه عصبی نشان می‌دهد که هر یک از نوک‌های زبان با یک هسته‌ی عصبی در سوی دیگر مغز مرتبط است و دو هسته از راه دو نیمکره‌ی مغز با هم در ارتباط هستند. این آرایش همانند وضعیت مرکزهای شنوایی در پستانداران و پرندگان است که اجازه تعیین موقعیت صدا را به آن‌ها می‌دهد
 
۶) در سوسمارها بین میزان چنگال بودن زبان و روش جست و جوی شکار رابطه معنی‌داری وجود دارد. دسته‌ای از سوسمارها در کمین شکار می‌نشیند و نیازی به دنبال کردن آن ندارند. در حالی که گروه دیگر، با تکاپوی گسترده در محیط به شکار خود دست می‌یابند. توانایی دنبال‌کردن دقیق مسیری که به منبع غذا می‌رسد، برای جانوری که بخش زیادی از انرژی‌اش را در راه جست و جوی شکار هزینه می ‌کند، از اهمیت زیادی برخوردار است. زبان چنگال مانند در این گروه به خوبی توسعه یافته است.

در راسته‌های دیگر نیز گیرنده‌های شیمیایی دوتایی برای هدایت جانور به سوی شکار یا جفت تکامل یافته‌اند. برای نمونه، شب‌پره‌های کولی نر (Porthetria dispar) دارای دو آنتن بزرگ، ظریف و حساس به مواد شیمیایی هستند که با کمک آن‌ها جفت‌شان را در مسافت‌های بسیار دور هم شناسایی می‌کنند. یک نوع سوسک حشره‌خوار هم با کمک یک جفت آنتن قاشق ‌مانند که از دو سوی سرش بیرون زده‌اند، مسیر فرمون‌های مورچه‌ها را دنبال و آن‌ها را شکار می‌کند.





:: بازدید از این مطلب : 344
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)

data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران