نوشته شده توسط : zistzg

به گفته محققان زيست شناس، بيدار شدن در صبح تنها براي انسان‌ها دشوار نيست، سوسك‌ها نيز صبح‌ها را دوست ندارند و در اين ساعات، نمي‌توان چيزي به آنها آموخت.

 

به گزارش پايگاه اينترنتي رويترز، مطالعه‌ي زيست شناسان "دانشگاه واندربيلت" در "نشويل" در "تنسي" تنوع‌هاي چشمگيري را در توانايي يادگيري يك سوسك در طول روز كشف كرد.

در اين مطالعه ديده شد كه اين حشرات صبح‌ها نمي‌توانستند كار جديدي را بياموزند اما بعدازظهر اين توانايي را پيدا مي‌كردند.

"تري ال. پيج" پروفسور علوم زيست‌شناسي روز جمعه گفت، اين اولين نمونه حشره‌اي است كه توانايي يادگيري‌اش تحت كنترل ساعت بيولوژيكي آن قرار دارد.

وي افزود، از ابتدا تا انتهاي اين مطالعه شگفت انگيز بود. در اين مطالعه اين حقيقت كشف شد كه هرچند معمولا سوسك‌ها به عنوان موجوداتي با بهره هوشي بالا در نظر گرفته نمي‌شوند اما مي‌توان به آنها آموزش داد و ديگر اينكه ساعت بيولوژيك بدن اين موجودات در توانايي آنها در يادگيري موثر مي‌گذارد.

در جريان اين مطالعه دو ساله كه در نشريه "گزارش‌هاي آكادمي ملي علوم" منتشر شده است، محققان به سوسك‌ها ياد دادند كه نعناع را- رايحه‌اي كه اين موجودات معمولا آنرا دوست ندارند -- به آب قند ربط دهند تا آنرا به يكي از رايحه‌هاي مورد دلخواه خود مثل وانيل ترجيح دهند.

محققان در اين مطالعه به صدها سوسك در زمان‌هاي مختلف در طول روز آموزش دادند و آنها را آزمايش كردند تا ببينند چه مدت آنها اين ارتباط را به ياد مي‌آورند.

در اين مطالعه ديده شد، سوسك‌هايي كه در طول بعدازظهر و شب، كه ساعات فعاليت آنهاست، آموزش ديدند آنچه را كه فراگرفته بودند چند روز بياد مي‌آوردند.

اما سوسك‌هايي كه در صبح آموزش ديده بودند نمي‌توانستند چيز تازه‌اي بياموزند و آن را بياد آورند.

اين مطالعه درك جديدي در زمينه ارتباطات ميان ساعت‌هاي بيولوژيك، حافظه و يادگيري براي ساير حيوانات و انسان‌ها ارائه مي‌دهد



:: بازدید از این مطلب : 316
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg


:: بازدید از این مطلب : 310
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg
عروسک ژنتيکي زنده

 


شرکتی به کمک مهندسی زیستی و اصلاح­ ودستکاری DNA، اقدام به تولید پستانداران زنده کرده است. این موجود زنده در 7 شخصیت مختلف تولید گردیده است ... این حیوانات با القای خواب زمستانی درآنها در بسته بندیهای ویژه ای عرضه میگردند.


بسته بندیها دارای نشانگر ضربان قلب حیوان، چراغ های LED که درجه تازگی حیوان را نشان میدهد، دارای سیستم (IV) که حیوان توسط یک لوله باریک تغذیه میگردد، میباشد. عمر این حیوانات یک تا سه سال است، و پس از خارج شدن از بسته بندی خواب زمستانی سروصدای کمی داشته وبا کودکان وانسان سریع انس میگیرند...

اين عروسك يك پستاندار عقيم شده است كه به كمك علم مهندسي ژنتيك ساخته شده. تركيبي است از ژنهاي خرگوش، شامپانزه و خوك. با استفاده از القاي خواب زمستاني، در جعبه نگهداري ميشه و اين جعبه ضربان قلب و ميزان تازگي اون رو نشون ميده. در دو مدل يكي با طول عمر يكسال و يكي با طول عمر سه سال ساخته شده.


در هفت مدل پهلوان (قرمز)، ماجراجو (نارنجي)، شاد (زرد)، آروم(سبز)، متين (آبي)، روحا­ني (بنفش) ساخته شده اند. قيمت هنوز مشخص نيست و تنها به صورت آزمايشي در اختيار اعضاي شركت قرار گرفته اند .

اين موجود زنده طوري ساخته شده كه حر­كات محد­ودي مانند يك نوزاد داشته باشه. مدفوع بسيار مختصري داره و به غذاي كمي احتیاج داره.قد حدود بيست و قطر هفت سانت. جثه اون از اين بزرگتر نميشه. كاملاً درد رو حس ميكنه ولي نميتونه اصوات بلند توليد كنه. داري خون عضله و استخوانه. بعد از خروج از جعبه ظرف بيست دقيقه بيدار ميشه و چشمهاش رو باز ميكنه.


 



:: بازدید از این مطلب : 599
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg


:: بازدید از این مطلب : 330
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg


:: بازدید از این مطلب : 3270
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

یک زن اهل فلوریدا به علت ابتلای دخترش به سرطان رحم ، از طریق لقاح مصنوعی دوقلوهای دخترش یا در واقع نوهای خود را به دنیا آورد.
به گزارش ساینس دیلی ، دختر 25 ساله این زن به علت سرطان تحت جراحی برداشتن رحم و سپس پرتودرمانی قرار گرفت اما پزشکان تخمک او را در شرایط آزمایشگاهی تحت لقاح مصنوعی با اسپرم همسرش بارور نمودند و سپس آن را در رحم مادر 57 ساله دختر قرار دادند.
به طور معمول پزشکان جنین را در رحم زنان بالاتر از 50 سال قرار نمی دهند اما مادربزرگ این دوقلوها از نظر سلامت قلب ، فشار خون و تناسب بدنی انتخاب مناسبی برای این کار بود.
دو قلوها شش هفته زودتر و از طریق سزارین با سلامت کامل به دنیا آمدند. جالب بود نه؟!؟!؟!..



:: بازدید از این مطلب : 312
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg
The answer that one typically gets is that our tail became vestigal because "we do not need it." Why don't we? The vast majority of bipedal animals have massive tails in order to keep balance during walking and running. There has never been a tailless biped except for hominids, precisely because it is such a poor design. My uninformed thinking has been that our lack of tail is one of those tragic evolution stories: the tail was lost by our quadripedal ape ancestor. In retrospect, it could've been very useful to us bipeds, but once lost, it has been lost for good. However, it seems that that is not quite the story. The answer might be that we evolved something better than tails, something that is better for endurance running: our behinds.

Estimated dates of innovations: Loss of tail: 23 Mya. Rotation of thumb: 18 Mya. Stable elbow: 15 Mya. Upright walking: 3.7 Mya. Broad sacrum: 3.3 Mya. First stone tools: 2.5 Mya. 'Human' knee joint and foot: 1.8 Mya. High forehead: 0.1 Mya http://www.idlex.freeserve.co.uk/idle/evolution/human/early/golden.html

...Human embryos have a tail that measures about 1/6th of the size of the embryo itself. As the embryo develops into a fetus, the tail is absorbed by the growing body, but some traces remain even in adults, as coccyx. Occasionally, a child is born with a "soft tail," described by one embryologist as containing "no vertebrae, but blood vessels, muscles, and nerves, of the same consistency as the short tail of the Barbary ape." http://www.straightdope.com/classics/a1_077.html

...humans lack one of the most obvious features of animals adapted for serious speed: a tail. In creatures that cover ground bipedally, such as kangaroos, kangaroo rats, and roadrunners, the tail is the major balance organ. In the whole history of vertebrates on Earth, humans are the only striding biped that's a runner that's tailless... Without the balancing help of a tail, how do we avoid falling over when we run? The butt, it turns out, is crucial among traits that make us uniquely human. Chimps and other primates have little buns. Our own rear ends are huge; the upper part of the gluteus maximus is greatly expanded. Although few scholars have studied its role in running, the butt is, according to Bramble, "basically a substitute for a tail." http://discovermagazine.com/2006/may/tramps-like-us
http://www.eurekalert.org/pub_releases/2004-11/hu-erm111504.php
http://www.hno.harvard.edu/gazette/2004/11.18/01-running.html

...The human gluteus maximus is a distinctive muscle in terms of size, anatomy and function compared to apes and other non-human primates. We tested the hypothesis that the human bottom plays a more important role in running than walking. The results indicate that the gluteus maximus is mostly quiescent with low levels of activity during level and uphill walking, but increases substantially in activity and alters its timing with respect to speed during running. The major functions of the gluteus maximus during running are to control flexion of the trunk on the stance-side and to decelerate the swing leg; contractions of the stance-side gluteus maximus may also help to control flexion of the hip and to extend the thigh. Evidence for when the gluteus maximus became enlarged in human evolution is equivocal, but the muscle's minimal functional role during walking supports the hypothesis that enlargement of the gluteus maximus was likely important in the evolution of hominid running capabilities. http://jeb.biologists.org/cgi/content/abstract/209/11/2143 (J. Exp. Biol. 209, 2143 (2006)). Also, http://www3.interscience.wiley.com/cgi-bin/abstract/110482977

One often hears that it was our brain that made us human. Perhaps, but first it was our butt. That is where the winding road to H. sapience originates.

Why don't we have tails

tail0zy.jpg image by missladydoyle


 



:: بازدید از این مطلب : 399
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

زیست شناسی ‍‍علم بررسی و مطالعه موجودات زنده  و  تاثیر آنها بر محیط  است. این علم  به همراه شیمی ریاضی و فیزیک‍ علوم پایه  را شامل می شوند.

   دانش اموزان برای انتخاب رشته تجربی می بایست حتما در این درس در سال اول دبیرستان نمره لازم را کسب کنند. در آزمون کنکور تجربی این درس دارای ضریب چهار می باشد بنابراین برای موفقیت در این آزمون باید داوطلبان کنکور تجربی مهارت کافی را در زیست شناسی کسب کرده باشند.

   مجموعه زیست شناسی بسیار گسترده و بوده و شامل علوم زیر می باشد:

گیاهشناسی ‍. جانورشناسی . ژنتیک . زیست شناسی سلولی و مولکولی . میکروب شناسی . باکتری شناسی . ویروس شناسی. انگل شناسی. بافت شناسی. قارچ شناسی . اکولوژی یا بوم شناسی. تکامل. بیو شیمی. بیو فیزیک  و بیوتکنولوژی

   که علاقمندان به یک از رشته های فوق باید در آزمون کنکور تجربی شرکت کنند و پس از کسب رتبه مناسب وارد رشته مورد علاقه خود بشوند.



:: بازدید از این مطلب : 326
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

Yeti Crab



:: بازدید از این مطلب : 330
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

 
در سال 1201 ميلادي نصرالدين طوسي در طوس خراسان ايران كنوني چشم به جهان گشود.وي بعنوان يك دانشمند ونابغه بسيار شهرت دارد.از جمله براي تاسيس رصدخانه مراغه (مراغه يك مركز فرهنگي قديمي در شرق تبريز ايران كنوني است)، تفسير و توسعه رياضيات اقليدسي، پيشگويي وجود سرزميني در غرب اقيانوس اطلس علاوه بر نگاشتن بيش از 80 كتاب معتبر به زبانهاي عربي و فارسي درباره ستاره شناسي ، زمين شناسي،جغرافي، فيزيك ، قانون، تاريخ، پزشكي،فلسفه، منطق و اخلاق.

در حال حاضر او در آذربايجان بسيار ستوده و محترم است   و چندين مركز آموزشي به ياد او نامگذاري شدند.

برطبق آنچه عده كمي از مردم مي  دانند،طوسي تئوري پايه تكامل را 600 سال قبل از چارلز داروين منتشر كرده است.اين تئوري در كتاب پرطرفدار طوسي (اخلاق ناصري) وجود دارد.پيش نويس اين كتاب را زماني كه توسط يك گروه تروريستي در زندان نگه داري ميشد نوشته است.او پس از رهايي از زندان به كمك استاد مونگ كتابش را چاپ كرد.اخلاق ناصري توسط جي.ام.ويكنز به انگليسي ترجمه شده است و توسط جرج آلن و يونوين در سال 1964 منتشر شده است.

اخلاق ناصري در مورد كمال انسان ها است.طوسي اين كمال را به دو بخش مادي و معنوي تقسيم مي كند.او واژه تكامل كه در عربي به معني كمال است را استفاده مي كند.

 

كاركرد متفاوت

همانطور كه در افسانه هاي قديمي و عقايد محلي مذهبي مردم شرق ازجمله بابليها، مصريها و مادها ديده  مي شود قبل از زمان طوسي نظريات متفاوتي در مورد تكامل وجود داشته  است.بااينحال اين نظريات بيشتر خيالي بودند تا علمي.آنها بعد از آن توسط محققان يونان باستان مانند امپدوكلس و آريستوتل پذيرفته و شرح داده شده است.

آريستوتل نوشته: طبيعت بتدريج و قدم به قدم مواد بيجان را توسعه داده تا موجودات زنده خلق شدند.

محققين مسلمان مانند ابوريحان بيروني، ابن باجا و ابن طفيلي سعي كردند كه نظرات تكامل آريستوتل را توسعه دهند.                              

                                  

شكل1: طوسي بيشتر براي كارهايش در ستاره شناسي و ساخت رصدخانه مراغه بخاطر مانده است.

اين صفحه با دست خط طوسي است كه طرح ساده صورفلكي را نشان مي دهد.اكنون تشخيص اينكه هر يك از اين كلمات كدام  صورت فلكي را نشان مي دهد مشكل است.

 

طوسي بسيار زودتر از دانشمندان اروپايي همچون لامارك و داروين  نتيجه كارهايش را در بخش اصلي كتاب اخلاق ناصري بكار برده است.تفاوت هاي كليدي ميان كاركرد طوسي و منشا گونه هاي داروين وجود دارد. داروين براي كمك گرفتن از استقرا در ارايه حقايق به صورت نظريه  به جمع آوري  نمونه هاي گياهي و جانوري پرداخت اما طوسي فرايندي تئوريك را دنبال كرد.محققين مسلمان از جمله طوسي   براي رسيدن به حقيقت از طريق تئوري بيشتر از هرچيز بر استقرا تكيه مي كردند.او نظريه اي را ارائه داد و سپس بر پايه آن نظريه حقايق را توضيح داد.او زماني كه در مورد تكامل نوشت به توضيح جزئيات نپرداخت به طور مثال او در مورد انتخاب طبيعي يا تنازع براي بقا توضيحي نداد.به بياني ديگر او بيش از اينكه يك دانشمند باشد يك فيلسوف بود.

 

حفاظت از ماده

 

تعدادي از نظريات طوسي  در دنياي امروز درست به نظر نمي آيند به طور مثال او معتققد بود كه اسكلت يك ماده قابل تغيير است اما اين تغيير به طور كامل مشخص نيست. با اين حال اسكلت ماده نمي تواند كاملا نامشخص باشد .تنها شكل, شرايط, تركيب ,رنگ و … قابل تغيير است كه در اين صورت به مجموعه جديد يا ماده اوليه تبديل مي شود.نظريات طوسي با نظريات هراكليتوس، فيلسوف يونان باستان  مشابهت دارد.

 

اولين مرحله از تكامل

طوسي معتقد است كه جهان از عناصر مشابه تركيب شده است.او مي گويد :«آنها يكسان و مانند هم هستند و هيچ يك بر ديگري برتري ندارد زيرا همه از ماده اوليه مشتركي نشات گرفته اند.»مطابق نظريه هاي جديد مي توان ذرات اوليه طوسي را همان اتم ها يا ذرات بنيادي دانست .مطابق نظر طوسي، در مرحله اول، همه ذرات مشابه   و ثابت هستند.سپس بتدريج تناقضات دروني در اين دنياي ساكن ظاهر مي شود. او معتقد است در نهايت تعادل از بين مي رود و تباين مورد نياز در جهان اوليه ظهور مي كند.بنابراين بعضي از مواد بهتر و بيشتر از بقيه توسعه مي يابند.

به نظر طوسي ماده اوليه، اولين حلقه زنجيره تكامل است.چهار عنصر طبيعت  (آتش ، آب، هوا و خاك ) از ماده اوليه، مواد معدني از عناصر، گياهان از مواد معدني ، حيوانات از گياهان و انسانها از حيوانات بوجود آمدند .

 

تغيير پذيري

طوسي توضيح داد كه تغييرپذيري ژنتيكي، نيروي هدايت كننده تكامل است و همه موجودات زنده توانايي تغيير دارند و به سمت تغيير پذيري ژنتيكي متمايل هستند.

موجودات زنده اي كه زودتر تركيب جديد را مي پذيرند تغييرپذيرتر هستند.در نتيجه آنها نسبت به ديگر مخلوقات برتري دارند.

اين مفاهيم بسيار زياد شبيه شكل ساده نوشته هاي داروين در مورد جهش است .

چرا اسكلت ماده تغير مي كند ؟ طوسي درست گفته كه اسكلت ماده در نتيجه فعل و انفعالات داخلي و خارجي در حال تغيير است .

مطابق نظريات طوسي مواد با يكديگر  رقابت مي كنند ،پس تعدادي از آنها سطحي بالاتر از ديگري را اشغال مي نمايند.

بنابراين سطوح مختلفي از نمو در طبيعت يافت مي شود.

سازش

طوسي مشاهده كرد كه موجوادات زنده راههاي منحصربفردي براي بقا دارند.اگر ساختار موجود زنده با محيط در ارتباط باشد ، آن موجود بدون نقص است.او معتقد بود  كه همه جانوران و گياهان جهان به دليل داشتن ويژگيهاي لازم براي بقا كامل هستند.

طوسي مي گويد : به حيوانات و پرندگان نگاه كنيد آنها همه چيز براي دفاع و محافظت از خود و طي كردن زندگي روزمره مثل شجاعت ،نيرو و اندام هاي مناسب دارند.

موجودات زنده از راههاي مختلف با محيط اطراف سازش پيدا مي  كنند .در آغاز مي توانند شكل و ساختار بدنشان را تغيير دهند بنابراين هر قسمت بدن عمل منحصر بفردي دارد .تعدادي از اين اندامها مثل شاخ ، دندان ،چنگال ، ناخن وسم هاي چماق مانند براي جنگيدن مناسب هستند.تيغ و ناخنهاي بعضي از حيوانات   نيزشبيه تير است .پس بدين وسيله  تعدادي از حيوانات ساختارشان را براي پذيرش محيطي مشخص تغيير داده اند.

طوسي معتقد بود حيواناتي كه وسيله اي براي دفاع ندارند مثل بزكوهي و روباه براي محافظت از خود از گريختن و حيله گري استفاده مي كنند.

طوسي همچنين توضيح  مي دهد كه حيوانات اجتماعي كه مجبورند  با هم زندگي كنند براي مثل زنبورها و مورچه ها و تعدادي از گونه هاي پرندگان براي محافظت از خود و كمك به يكديگر در اجتماعات به هم مي پيوندند.

طوسي موجودات را به سه دسته تقسيم كرده است : گياهان ، حيوانات ، انسانها.

اما وجه تمايز آنها چيست ؟

مطابق نظريات او حيوانات از گياهان ، عالي تر هستند زيرا براي بدست آوردن غذا و چيزهاي ديگر توانايي حركت دارند.همچنين حيوانات عالي تر،توانايي استدلال اوليه دارند و مي توانند به آساني با محيط اطرافشان سازش پيدا كنند واگر شرايط محيط تغيير كند ، مي توانند به همان ترتيب رفتارشان را عوض كنند.

طوسي معتقد بود كه تفاوت هاي بسياري ميان گونه هاي جانوري و گياهي وجود دارد.يكي اينكه ، سلسله جانوران بسيار پيچيده تر است و ديگر اينكه ، عقل ويژگي برتر جانوران است.به خاطر وجود عقل ، آنها مي توانند چيزهاي جديد بياموزند   و با تواناييهاي جديد و ذاتي سازگار باشند.به طور مثال اسب رام شده و شاهين شكاري در جهان حيوانات جز پيشرفته ترين ها هستند.

 

منشا انسانها

طوسي معتقد بود كه انسانها تغيير يافته حيوانات عالي هستند .چنين انسانهايي(احتمالا ميمونهاي انسان نما ) در سودان غربي و ديگر مناطق دنيا زندگي مي كنند و از نظر عادات ، رفتار و كردار بسيار شبيه حيوانات هستند.

به نظر طوسي انسانها به همه مخلوقات زنده و غيرزنده طبيعت وابسته هستند.انسان ويژگي هايي دارد كه او را از ديگر مخلوقات جدا مي كند اما ويژگي هايي نيز دارد كه او را به جهان حيوانات ، سلسله گياهان و حتي اجسام غيرزنده مرتبط مي كند.

از جمله تفاوتها مي توان گفت كه انسانها تنها زيستي نيستند بلكه موجوداتي اجتماعي هستند و تفاوت ديگر مربوط به وجود كمال روحي ، آرزو ،اراده ،دانش و مشاهدات است و ديگر اينكه انسانها مي توانند وسايل مورد نياز زندگي خود را بسازند.

پيش از خلق انسانها تمام تفاوتها ميان موجودات به منشا ذاتي آنها مربوط بود.

طوسي در پايان مي گويد: همه حقايق نشان مي دهد كه انسان در مرحله مياني پلكان تكامل قرار دارد و مطابق طبيعت ذاتي اش با موجودات پست تر در ارتباط است و تنها به كمك اراده اش مي تواند به سطح پيشرفته تري دست يابد.

تمثيل يا علم ؟

بر اين اساس چرا خواجه نصير طوسي براي بيان تئوري تكامل مشهور نيست؟

اين مشكل تنها به اين دليل نيست كه او از شرق بود و به فارسي مي نوشت دليل ديگر اينست كه تئوري او براساس فلسفه و اسلام بود.او معتقد بود كه خدا جهان را خلق كرده و پس از آن ، جهان خودش توسعه يافته در حاليكه خداوند اين فرايند را نظارت و هدايت مي كرده.

در نهايت دانشمندان شرق كه با نظرات طوسي در مورد تكامل جهان آشنا هستند مايلند آنها را از نقطه نظر اعتقادي يا فلسفي تفسير كنند.بسياري از مسلمانان مانند تعدادي از مسيحيان با تئوري تكامل موافق نيستند زيرا اين تئوري با  علم خداشناسي تناقض دارد.

اگر چه طوسي بعضي از اصولي كه داروين منتشر كرد را مشخص نمود اما دانشمندان شرق،  نظرات طوسي را مثالي درباره تكامل انسان مي دانند تا يك تئوري زيستي. 

 

l


:: بازدید از این مطلب : 341
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)

data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران