نوشته شده توسط : zistzg

برای دانلود نمونه سوالات امتحانی زیست شناسی

نیم سال اول 88-89

کلیک کنید

فرصت را از دست ندهید

همین حالا کلیک کنید



:: بازدید از این مطلب : 255
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

محققان آمریکایی موفق به تولید نخستین سلول زنده مصنوعی شده اند.

 

      این محققان موفق شده اند پس از تولید ماده ژنتیکی یک نوع باکتری، آن را در داخل یک سلول میزبان تزریق کنند. نتیجه این تحقیق که در آزمایشگاه های موسسه جی کریگ ونتر انجام شده، در نشریه علمی ساینس منتشر شده است.

محققان امیدوارند از این دستاورد برای تولید باکتری هایی با خاصیت درمانی، تولید سوخت و پاکسازی محیط زیست استفاده کنند اما منتقدان این کار را خطرناک می دانند. محققان موسسه جی کریگ ونتر پیش تر موفق شده بودند به طور جداگانه ماده ژنیتک باکتری را تولید کنند و کرومزوم های یک باکتری زنده را به داخل سلول باکتری دیگری تزریق کنند.

      تحقیقات جدید این موسسه که به تولید سلول زنده مصنوعی منتهی شده، تلفیقی از دو دستاورد قبلی محققان آن است. هر چند که فقط ماده ژنتیک سلول جدید به طور مصنوعی تولید شده است.

دکتر کریگ ونتر، سرپرست محققان در این آزمایش می گوید این نخستین بار است که دی ان ای مصنوعی کنترل کامل یک سلول را در اختیار گرفته است.

      دکتر ونتر این موفقیت را به تولید نرم افزاری جدید برای یک سلول زنده تشبیه کرده است.دکتر ونتر به بی بی سی گفت: "به محض این که ماده ژنتیک جدید وارد سلول می شود، سلول، آن را می خواند و به گونه مشخص شده به وسیله این مواد ژنتیک تبدیل می شود."او گفت باکتری جدید سپس تکثیر می شود و میلیاردها سلول جدید تولید می شوند که ماده ژنتیک آنها همان ماده ژنتیک مصنوعی تولید شده در آزمایشگاه است.

      دکتر ونتر و همکارانش امیدوارند بتوانند از این موفقیت برای تولید باکتری های مفید استفاده کنند.

آنها گفتگوهایی را با شرکت های داروسازی و تولید سوخت آغاز کرده اند.

      در این حال، منتقدان هشدار می دهند که این دانشمندان درباره اثرات مفید سلول های مصنوعی اغراق می کنند.دکتر هلن والاس، از موسسه گرینواچ در بریتانیا که بر توسعه فناوری های ژنتیک نظارت می کنند، به بی بی سی گفت که تولید باکتری مصنوعی می تواند خطرناک باشد.

      دکتر والاس گفت: "اگر ارگانیسم های جدید را وارد محیط زیست کنیم، ممکن است ضرر آن بیشتر از فایده اش باشد."او گفت هنوز مشخص نیست رفتار این جانداران جدید در محیط زیست چگونه خواهد بود.به گفته خانم والاس وارد کردن باکتری های مصنوعی برای پاکسازی محیط زیست خود می تواند نوعی باعث آلودگی این محیط باشد.

نگرانی هایی درباره جنبه های اخلاقی تولید سلول های مصنوعی ابراز شده است.

منبع:سایت بی بی سی





:: بازدید از این مطلب : 248
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg


خرچنگ‌های کالیفرنیایی «کمانچه‌زن» ماده که سخت گیر ترین جانور در در انتخاب جفت است پیش از جفت گیری بیش از 106 خرچنگ نر را زیر ذره بین خود قرار داده و آنها را مورد بررسی قرار می دهند.

به گزارش شهر، بیشتر جانوران، قبل از تشکیل زندگی و انتخاب همسر آینده خود تنها با تعداد معدودی جفت بالقوه ارتباط برقرار کرده و از میان این تعداد معدود جفت دلخواه خود را انتخاب می کنند. اما این مسئله در مورد تمامی جانوران صادق نیست.

دانشمندان دریافته اند که نوع ویژه ای از خرچنگ های کالیفرنیایی پیش از جفت گیری و انتخاب جفت بیش از 106 خرچنگ نر را زیر ذره بین خود قرار داده و آنها را مورد بررسی قرار می دهند. این تحقیق نشان می دهد که خرچنگ های کمانچه زن ماده (Uca crenulata) سخت گیرترین و مشکل پسندترین جانوران روی زمین هستند.

«کاترین دریورا» که سرپرستی این گروه تحقیقاتی را به عهده داشته است می گوید: «تا آنجا که به خاطر دارم هیچ گونه ای همانند خرچنگ کمانچه زن ماده اقدام به انتخاب جفت از میان تعداد زیادی از نرهای خواهان خود نمی کند.»

«دریورا» که استاد زیست شناسی دانشگاه کالیفرنیا در سن دیه گو می گوید: «اغلب بی مهرگان، تعدادی از پستانداران، دوزیستان و خزندگان معمولاً با نرهای همسایه خود یا با اولین نری که توجهشان را جلب کند یا حداقل با اولین نری که رفتار معاشقه مناسبی را از خود به نمایش بگذارد، جفت گیری می کنند. اما مسئله در مورد خرچنگ های کمانچه زن ماده کاملاً فرق می کند. این ماده ها به آسانی تحت تاثیر هر خرچنگ نری قرار نمی گیرند.»

«دریورا» و هم تیمی های او جمعیتی از خرچنگ های کمانچه زن ساکن یک ناحیه جزر و مدی واقع در رودخانه «سوئیت واتر» کالیفرنیا را مورد مشاهده و بررسی قرار دادند.

خرچنگ های نر پیش از جفت گیری اقدام به حفر سوراخ های جفت گیری کرده و در ادامه این سوراخ ها را با شاخ و برگ پوشانده و مرتب می کنند. در ادامه این نرها در کنار سوراخ های خود ایستاده و به کمک چنگال های بزرگ خود از ماده ها دعوت می کنند که وارد حفره آماده شده توسط آنها شوند.

ماده ها در هنگام عبور از کنار نری که توجه آنها را به خود جلب کرده نیم نگاهی نیز به حفره جفت گیری او می کنند، برای خرچنگ ماده تنها یک نگاه گذرا به داخل حفره کافی است که تصمیم بگیرد که داخل حفره شود یا اینکه بهتر است راهش را کج کرده و به سراغ نر دیگری برود.خرچنگ ماده قبل از یافتن خانه مناسب خود ممکن است بیش از 100 حفره را مورد بررسی قرار بدهد تا بتواند خانه مناسب خود که متناسب با اندازه بدنش است را بیابد.

«مطالعه دریورا به خوبی نشان می دهد که چگونه جانورانی با مغزهای ساده و ابتدایی دارای قواعد برآورد و ارزیابی بوده و می توانند انتخاب های سازشی پیچیده ای داشته باشند.


منبع: سایت تابناک




:: بازدید از این مطلب : 247
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

      یکی از مشکلات بهداشتی که بسیاری از روزه داران را در ماه مبارک رمضان گرفتار می کند، بوی بد دهان است که گاه باعث ناراحتی فرد روزه دار و اطرافیانش می شود.

      بوی بد دهان در ماه رمضان در نتیجه علل مختلفی به وجود می آید که با شناسایی این علل و اتخاذ تدابیر بهداشتی ساده می توان تا حد زیادی از این بوی بد دهان پیشگیری کرد.

      استفاده مستمر از دهان شویه‌ها و نخ دندان و بررسی وضع سلامت دندان‌ها و لثه و بیماری‌هایی که باعث کاهش بزاق دهان و در نتیجه بوی بد آن می‌شوند، در پیشگیری از به وجود آمدن بوی بد دهان بسیار موثر است. 

     التهاب لثه، استفاده از غذاهای گوگرد دار مانند سیر و پیاز، باقی ماندن غذا بین پرکردگی دندان یا بافت، از بین رفتن و شکسته شدن دندان، جمع شدن یا باقیماندن غذا در قسمت عقب زبان و بی توجهی به پاکیزگی و شست و شوی درست آن و مصرف دخانیات از مهمترین عوامل بوی بد دهان در همه طول سال و به ویژه در ماه مبارک رمضان است. 

      افرادی که دندان های مصنوعی را جایگزین دندان های طبیعی کرده‌اند، متاسفانه بر اثر سهل انگاری و شست و شوی نامناسب دندان ها و نگهداری نکردن آن ها در آب به هنگام شب از بوی بد دهان در طول روز شکایت دارند. 

      خشکی دهان در برخی افراد، بوی بد دهان را در پی دارد و با خشکی دهان و کم شدن ترشحات بزاق در اثر مصرف ناکافی آب و مایعات در سحر، بوی بد دهان در فرد احساس می‌شود. 

      دیابت ازجمله بیماری‌هایی دانست که میزان ترشح بزاق دهان را کم و سوزش و خشکی زبان و دهان را در فرد روزه دار ایجاد می‌کند. 

      پوسیدگی دندان ها نیز در به وجود آمدن بوی بد دهان موثر است و با پاک نگه داشتن دندان‌ها به وسیله دهان شویه‌ها و نخ دندان بعد از صرف افطار و سحر می‌توان این علت را از بین برد. 

      بیماری‌هایی نظیر سینوزیت، عفونت گوش میانی، دستگاه تنفسی و عفونت شش‌ها یا دستگاه گوارش از دیگر علل ایجاد بوی بد دهان در افراد است و به افراد روزه داری که مبتلا به این بیماری ها هستند و در طول روز بوی بد دهانشان را احساس می‌کنند توصیه می شود؛ برای رفع خشکی دهان و بوی بد آن در طول روز چندین بار دهانشان را با آب و مسواک بشویند تا این مشکل برطرف شود و در غیر این صورت به دندانپزشک مراجعه کرده و برای افزایش میزان بزاق و از بین بردن خشکی دهان و در نهایت بوی بد دهانشان دارو دریافت کنند. 

      توجه به این نکته ضروری است که در اکثر اوقات با رعایت یکسری نکات ساده مانند استفاده مناسب و منظم از مسواک در فواصل مختلف و به ویژه پس از سحری و افطار ، استفاده از نخ دندان و دهانشویه پس از سحری و افطار ، تمییز کردن زبان با یک مسواک دارای برس بسیار نرم یا گاز استریل و مصرف مقدار کافی آب در بین وعده افطار تا سحر می توان از بوی بد دهان در ایام روزه داری پیشگیری کرد.
منبع : شبکه خبر



:: بازدید از این مطلب : 285
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

 

 

سيستم خط جانبى

 

در ماهى ها ، خط جانبى يك اندام حسى است كه براى پى بردن به آب اطراف  استفاده مى شود ، و ممكن است جهت يابى جانبى هم ناميده شود . خط جانبى معمولا خط هاى دراز و بى وفقه قابل روئيتى پائين هر طرف ، در نزديك سر پوش آبششى تا بخش اصلى از دم است. گاهى قسمت هايى از اندام جانبى به گيرنده هاى حسى تغيير مى كنند ، اين اندام ها براى پى بردن به تكان هاى الكتريكى مورد استفاده قرار مى گيرند.

 

ممكن است در مهره دارانى شامل كوسه ها به خوبى براى پى بردن به ميدان مغناطيسى استفاده شود . در بيشتر لارو دوزيستان و بعضى از بالغين اين اندام جانبى وجود دارد.

 

گيرنده هايى كه در اين خط وجود دارند نوروماست خوانده مى شوند. هر كدام از گروهى سلول هاى مو دار (مژه دار) تشكيل شده اند ، اين موها كاپولاى ژله مانند بيرون آمده اى را احاطه كرده است ، كه معمولا 10/1 تا 5/1 mm طول دارند. نوروماست ها معمولا در پائين يك چاله يا شيار هستند و به اندازه كافى بلندى دارند كه ديده شوند.

 

Teleosts و elasmobranches معمولا داراى كانال هاى خط جانبى هستند ، نوروماست ها به طور مستقيم در معرض با محيط نيستند ، اما به وسيله وزنه هايى با بيرون در ارتباط هستند. بعلاوه ، ممكن است نوروماست ها منفردا در مكان هاى گوناگون سطح بدن به نظر برسند.

سلول هاى مژه دار در خط جانبى شبيه سلول هاى مودار جايگزين در گوش داخلى مهره داران است ، كه دلالت دارد بر اينكه خط جانبى و بخش گوش داخلى دارارى منشا مشتركى هستند.

 

توسعه سيستم خط جانبى وابسته به شيوه زندگى ماهى است. براى مثال در انواع شناگر فعال تعداد زيادى نوروماست در كانال ها توليد شده تا در سطح ، و خط بيشتر به سمت باله سينه اى متمايل ، و احتمالا براى كاهش صداى توليد شده به وسيله حركت باله است.

 

استفاده سيستم خط جانبى شامل جلوگيرى از برخورد ، جهت يابى مربوط به جريان آب ، و شكاركننده ها است. براى مثال blind cavefish داراى رديفى نوروماست بر روى سرشان هستند ، كه مى توانند براى پى بردن به محل غذا بدون استفاده از بينايى استفاده كنند. و killifish مى توانند موج هاى كوچك كه به وسيله حشرات بر روى سطح آب ايجاد مى شود را حس كنند.

بعضى از سخت پوستان و سفالوپودا هم اندامى شبيه اين دارند.

 

Lateral line

In fish, the lateral line is a sense organ used to detect movement in the surrounding water, making so-called "lateral echolocation" possible. Lateral lines are usually visible as faint lines running lengthwise down each side, from the vicinity of the gill covers to the base of the tail. Sometimes parts of the lateral organ are modified into electroreceptors, organs used to detect electrical impulses. It is possible that vertebrates such as sharks can use these organs to detect magnetic fields as well. Most amphibian larvae and some adults still have a lateral organ.

The receptors in the line, known as neuromasts, each consist of a group of hair cells, whose hairs are surrounded by a protruding jelly-like cupula, typically 1/10 to 1/5 mm long. The neuromasts are usually at the bottom of a pit or groove, which is large enough to be visible. Teleosts and elasmobranchs usually have lateral-line canals, in which the neuromasts are not directly exposed to the environment, but communicate with it via canal pores. Additional neuromasts may appear individually at various locations on the body surface.

The hair cells in the lateral line are similar to the hair cells inside the vertebrate inner ear, indicating that the lateral line and the inner ear share a common origin.

The development of the lateral-line system depends on the fish's mode of life. For instance, active swimming types tend to have more neuromasts in canals than on the surface, and the line will be further away from pectoral fins, presumably to reduce the "noise" generated by fin motion.

Uses of the lateral-line system include collision avoidance, orientation relative to water currents, and predation. For instance, blind cavefish have rows of neuromasts on their heads, which could be used precisely to locate food without the use of sight, and killifish can sense ripples caused by insects struggling on the surface of the water. Experiments with pollack have shown that the lateral line is also an key enabler for schooling behavior.

Some crustaceans and cephalopods have similar organs.

http://en.wikipedia.org/wiki/Main_Page



:: بازدید از این مطلب : 508
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

 

ساختار پر

 

پرها از يك برآمدگی اپيدرمى ساخته شده اند كه نشانگر پوشش خارجى و بال و پر در پرندگان است. آنها خصوصيات برجسته و منحصر كننده رده پرندگان زنده ، مى باشند. ديگر theropoda ( گروهی از دایناسورها) همچنين داراى پر هستند.

 

پرها اندامهاى تشكيل شده پيچيده اى در مهره داران هستند: اندام هاى پوششى integumentary appendages كه به وسيله تكثير سلولهاى اپيدرمى يا لايه خارجى پوست كه از پروتئين كراتين تشكيل شده اند. بتا كراتين در پرها ، منقارها ، ناخن ها ، فلسها ، صدفها و در خزندگان وجود دارد. اين پروتئين باندهاى هيدروژن داخل صفحات بتا را ترك كرده و با يك پيچش بيشتر و صليبى شكل در پلهاى عرضى دى سولفيدى يك ساختار يكنواخت و سخت تر از آلفا كراتين كه در مو ها ، شاخ و سم پستانداران است ، توليد كرده.

 

پرها پرندگان را در برابر آب و دماى سرد عايق بندى مى كند. منحصرا پرها در بالها و دم نقش مهمى را براى كنترل در پرواز برعهده دارند. بعلاوه ، پرها بسيار سبك هستند ، پرو بال پرندگان در بال ها 2 يا 3 برابر بيشتر از استخوان بندى آنها ست ، بنابراين بيشتر استخوان ها توخالى و تشكيل شده از كيسه هاى هوايى هستند. الگوى رنگى براى استتار عليه صيادان در رفتار پرندگان و جستجو صيادان براى غذا است. درباره ماهى ها ، رنگ هاى بالا و پائين ممكن است براى صيادان در هنگام پرواز متفاوت باشد.

 

تفاوت هاى چشمگيرى در الگوى پرها و رنگ آن در دیمورفيسم جنسى در بيشتر گونه ها قابل توجيه نيست.

 

2 نوع اصلى پر داريم : vaned feather كه قسمت بيرونى بدن را مى پوشاند و down feather كه در قسمت هاى زيرين پرهاى vaned قرار دارند. پرهاى پنوسئوس pennuceous جزء پر هاى vaned هستند. همچنين contour feather هم ناميده مى شوند. پرهاى پنوسئوس در بالها و شاهپر دم كه پرهاى پروازى در دم است ، وجود دارند. شكل معمولى پرهاى vaned از يك ساقه اصلى به نام راكيس ساخته شده است . راكيس به شاخه ها و يا قلابهايى جوش خورده است. اين قلابها و شاخه ها ريشك نام دارند. ريشك ها داراى پايه هايى به نام ريشچه هستند كه اتصال صليبى دارند. كرك پرها به خاطر كمبود ريشچه ايجاد مى شوند. بنابراين ريشك ها آزادانه به هر طرف شناورند. آنها عمل عايق بندى حرارتى را به خوبى انجام مى دهند. در قسمت ساقه پر ، راكيس به يك لوله توخالى به نام كالاموس تبديل شده است. كه درون فوليكول پوست قرار گرفته است. ساختار dyck باعث ايجاد رنگهاى آبى و سبز در طوطى ها مى شود. كه اين ساختار بيشتر ناشى از يك پروتئين مناسب در خود پر است تا پيگمان ها ، كه قبلا به اثر تين دايل tyndall effect شناخته شده است.

 

پرها گاهى در زمان پر ريزى جاى خود را با پرهاى جديد عوض مى كنند و از همان قسمت قبلى پرهاى جديد رشد مى كنند. بعضى از پرندگان به طور مكرر پودرى از پرهاى خود توليد مى كنند ، كه به صورت ذرات ريز منظم در انتهاى ريشك ها ديده مى شوند. اين ذرات پودر مانند بر روى بدن پرنده پاشيده شده است و عمل ناتراوا سازى را در پرندگان باعث مى شود. بيشتر پرندگان آبزى اين پودر را توليد مى كنند.همچنين پرندگان باتلاقى براى رها يافتن از بوى بد از پراكنده كردن چربى بر روى پرهايشان استفاده مى كنند.

 

بريستل ها bristles سخت و خشن هستند ، پرهاى مخروطى به وسيله يك راكيس بزرگ اما با قلابهاى كم ايجاد شده اند ، rictatl bristles ، پرهاى اطراف چشم و منقار هستند. كه عمل آنها مانند تقويت قدرت بينايى و ارتعاشات در پستانداران است.

 

         

Feather

Feathers are one of the epidermal growths that form the distinctive outer covering, or plumage, on birds. They are the outstanding characteristic that distinguishes the Class Aves from all other living groups. Other Theropoda also had feathers (see Feathered dinosaurs).

Characteristics

Feathers are among the most complex structural organs found in vertebrates: integumentary appendages, formed by controlled proliferation of cells in the epidermis, or outer skin layer, that produce keratin proteins. The β-keratins in feathers, beaks and claws — and the claws, scales and shells of reptiles — are composed of protein strands hydrogen-bonded into β-pleated sheats, which are then further twisted and crosslinked by disulfide bridges into structures even tougher than the α-keratins of mammalian hair, horns and hoof.

Feathers insulate birds from water and cold temperatures. Individual feathers in the wings and tail play important roles in controlling flight. These have their own identity and are not just randomly distributed. Although feathers are light, a bird's plumage weighs two or three times more than its skeleton, since many bones are hollow and contain air sacks. Colour patterns serve as camouflage against predators for birds in their habitats, and by predators looking for a meal. As with fish, the top and bottom colors may be different to provide camouflage during flight. Striking differences in feather patterns and colours are part of the sexual dimorphism of many bird species and are particularly important in selection of mating pairs. The remarkable colors and feather sizes of some species have never been fully explained.

There are two basic types of feather: vaned feathers which cover the exterior of the body, and down feathers which are underneath the vaned feathers. The pennaceous feathers are vaned feathers. Also called contour feathers, pennaceous feathers are distributed over the whole body. Some of them are modified into remiges, the flight feathers of the wing, and rectrices, the flight feathers of the tail. A typical vaned feather features a main shaft, called the rachis. Fused to the rachis are a series of branches, or barbs; the barbs themselves are also branched and form the barbules. These barbules have minute hooks called barbicels for cross-attachment. Down feathers are fluffy because they lack barbicels, so the barbules float free of each other, allowing the down to trap much air and provide excellent thermal insulation. At the base of the feather, the rachis expands to form the hollow tubular calamus, or quill, which inserts into a follicle in the skin.

The Dyck texture is what causes the colours blue and green in most parrots. This is due to a texture effect in microscopic portions of the feather itself, rather than pigment, or the Tyndall effect as was previously believed.

A bird's feathers are replaced periodically during its life through molting, new feathers are formed through the same follicle from which the old ones were fledged.

Some birds have a supply of powder-down feathers which grow continuously, with small particles regularly breaking off from the ends of the barbules. These particles produce a powder that sifts through the feathers on the bird's body and acts as a waterproofing agent and a feather conditioner. Most waterbirds produce a large amount of powder down. Waterproofing can be lost by exposure to emulsifying agents due to human pollution. Feathers can become waterlogged and birds may sink. It is also very difficult to clean and rescue birds whose feathers have been fouled by oil spills.

Bristles are stiff, tapering feathers with a large rachis but few barbs. Rictal bristles are bristles found around the eyes and bill. They serve a similar purpose to eyelashes and vibrissae in mammals.

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Main_Page



:: بازدید از این مطلب : 1571
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

 

 

 

مقدمه اى بر اكولوژى رفتار

 

سوالاتى پيرامون رفتار

 

رفتار شناسى گريزى است براى پاسخ به سوال هايى جالب و جذاب كه ممكن است بعضى از آنها خيلى وقتها، با مشاهده ى يك جاندار از ذهن ما بگذرد و با مطالعه ى رفتار هايى از جانداران كه با  وجود زيبايى هاى فوق العاده ، كمتر مد نظر ما بوده اند يا ديده شده اند ؟

از جمله اينكه :

 چرا بعضى از حيوانات انفرادى هستند در حاليكه ديگران به طور گروهى زندگى مى كنند؟ چرا اغلب افراد قبل از جفت گيرى معاشقه مى كنند ؟ چرا آواز پرندگان از سوت هاى خالص تركيب شده در حالى كه آواز ديگران از وزها و تحرير ها تركيب يافته است ؟

همچنين سوالاتى كمى و دقيق مانند اينكه :

 چرا قلمرو مرغ شهد خوار مشتمل بر ( 1600) گل مى باشد ؟ چرا جفت گيرى سرگين نر به طور متوسط 41 دقيقه به طول مى انجامد ؟

در طى اين مقاله سعى مى شود ببينيم كه رفتار حيوان چگونه با محيطى كه در آن زيست مىكند سازگارى يافته است. وقتى از سازگارى بحث مى كنيم توجه ما به تغيراتى است كه در جريان تكامل از طريق فرآيند انتخاب طبيعى صورت مى گيرد .بر اين اساس ابتدا نظريه ى داروين در قالب اصطلاحات ژنتيكى جديد به شرح زير مطرح است :

 

1-   همه ى موجودات زنده داراى ژنهايى هستند كه سنتز پروتئين را كد بندى مى كنند. اين پروتئين ها رشد و تكوين سيستم اعصاب ، ماهيچه ها و ساختمان بدن موجود را تنظيم و لذا رفتار وى را تعيين مى كند.

2-   در درون هر جمعيت بسيارى از ژن ها داراى دو يا بيشتر فرم آلترناتيو يا آلل هستند كه پروتئين واحدى را به فرم هاى كمى متفاوت از هم كد بندى مى كنند. اين خود موجب تفاوتهايى در رشد و توسعه مى شود . لذا در درون جمعيت تغيرات ( variation ) وجود خواهد داشت.

3-      بين آلل هاى مختلف براى جايگزينى در يك موضع واحد روى كروموزوم رقابت وجود دارد.

4-    هر آللى بتواند نسخه هاى بيشترى از خود را در مقايه با آلل هاى ديگر باقى بگذارد و در نهايت جاى فرم هاى آلترناتيو خود را در حمعيت مى گيرد. لذا انتخاب طبيعى يعنى بقاء افتراغى  آلل هاى آلترناتيو.

در نهايت فرد را بايستى به عنوان حامل موقت يا ماشين بقا دانست كه از طريق آن ژنها دوام آورده و همانندسازى مى كنند.( 1976 d.wkins )

 

ژن و رفتار

 

موضوع بوم شناسى رفتار موضوع تكامل رفتارهاى سازشى در ارتباط با اوضاع بوم شناختى است. انتخاب طبيعى فقط بر روى تفاوت هاى ژنتيكى عمل مى كند و لذا شرط آنكه رفتار تكامل پيدا كند ، آنست كه :

1-      در درون جمعيت بايستى آلترناتيو هاى رفتارى موجود بوده و يا در گذشته وجود مى داشته است.

2-      تفاوتها بايستى توارث پذير باشند ، به عبارت ديگر منشاء بخشى از تفاوت ها بايد ژنتيكى باشد.

3-      بايستى بعضى از آلترناتيوها موفقيت توليد مثلى بيشتر از ديگران ايجاد كنند.

 

براى مطالعه تاثير ژن بر رفتار سه روش عمده به كار مى رود:

1-   استفاده از موتانهاى ژنتيكى ،شيميايى و تشعشعى . به عنوان مثال مگس هاى سركه ى ماده ياد مى گيرند كه به طور انتخابى از بوى بخصوصى كه با شوك الكتريكى تداعى شده اجتناب كنند. مگسهاى موتانت كودن ( dunce ) ياد نمى گيرند كه از شوك اجتناب كنند، هرچند كه از ساير جهات رفتارى عادى هستند و مى توانند وظايف ينايى را فرا بگيرند. به علاوه وقتى به مگس هاى عادى نيز باز دارنده فسفوديستراز سيكليك ( آنزيم تجزيه كننده cAMP ) خورانده مى شود آنها نيز قدرت يادگيرى ضعيفى از خودشان نشان مى دهند. يك موتانت ديگر به نام فراموشكار            ( immnesiac ) نيز جدا شده كه به طور عادى ياد مى گيرد ، اما به سرعت فراموش مى كند.

2-   تجربيات روى انتخاب مصنوعى : مى توان از افرادى كه خصوصيات رفتارى را به افراطى ترين مقدارش نشان مى دهند استفاده كرد و آنها را به عنوان والدين ، در به وجود آوردن شجره هاى انتخابى به كار برد. مثلا سيرسيرك صحرايى Gryllus integer يا آواسر مى دهد تا ماده را جلب كند و يا بى صدا سر راه ماده هايى را كه به خواننده هاى ديگر جلب شده اند مى گيرد. كيد توانست نرهايى را نتخاب كند كه زياد و يا فقط به ندرت آوا سر مى دادند و لذا كه در تغيرات دوره آواز سازى نيز عنصر ژنتيكى دخالت دارد.

3-   مطالعه جفت هايى كه تفاوت هاى ژنتيكى دارند. غالبا جمعيت هاى يك گونه كه به لحاظ جغرافيايى متمايز باشند ، ريخت شناسى و رفتار متفاوت دارند اين انعكاسى است از سازگارى هاى آنها با شرايط متفاوت بوم شناسى . اسيون ارنولد مارآبى راه راه ( Thamnophiselegars ) را در جنوب غربى آمريكا مطالعه كرده است. جمعيت هاى داخلى ( غير ساحلى ) اين مار بسيار آبزى بوده و اغلب در زير آب از قورباغه ، ماهى و زالو تغذيه مى كنند. جمعيت هاى ساحلى در خشكى مى چرند و اغلب ليسه مى خورند. در مطالعات مربوط به ترجيح غذايى در ازمايشگاه معلوم شد كه مارهاى وحشى كه از مناطق داخلى شكار شده باشند از خوردن ليسه سر باز مى زنند ، هر چند كه نمونه هاى ساحلى ليسه را به خوبى مى پذيرفتند. آزمايش هايى كه با نمونه هاى بى تجربه نوزاد به عمل آمد نشان داد كه 73% افراد ساحلى به ليسه حمله مىكنند و آنرا مى خورند در حاليكه در مورد مارهاى داخلى اين رقم فقط 35 % است.آرنولد افراد داخلى و ساحلى را با يكديگر جفت نمود و دريافت كه در اين مورد بچه ها از نظر خوردن ليسه حد واسط بين والدين قرار مى گيرند.

 

سسك ها اغلب بازديد كنندگان تابستانه اروپا هستند. اگر اين پرندگان را در قفس نگه دارند در پائيز كه زمان مهاجرت زمستانه در پرنده هاى آزمايشى موجود در قفس نشان داده كه طول دوره ى بيقرارى بستگى زياد به فاصله اى دارد كه فرد مهاجرت كرده است. وقتى جمعيت هاى شمالى مختلف گونه ى سسك سر سياه با هم مقايسه شدند معلوم شد كه دوره ى بيقرارى در جمعيت هاى شمالى كه بايستى را در انرژى را تا جايگاه زيست نه خود مهاجرت كنند ، طولانى تر است. به علاوه وقتى  افراد جمعيت هاى شمالى ( آلمان غربى ) با افراد جمعيتهاى جنوبى ( جزاير قنارى ) جفت شدند ، زادگان آنها دوره ى بى قرارى حد واسط از خود نشان دادند.

 

وقتى از ژن در ارتباط با ساختمان يا رفتار به خصوصى صحبت مى كنيم منظور آن نيست كه صفت مذكور به وسيله ى يك ژن كد مى شود . ژنها به صورت هماهنگ عمل مى كنند و احتمال دارد كه ژنهاى بسيارى تواما بر رجحان جفت گيرى ، يادگىرى ، آوازخوانى ، تغذيه و الگوهاى مهاجرت فرد تاثير داشته باشند. در عين حال اين امكان وجود دارد كه تفاوت رفتار و فرد به علت تفاوت يك ژن باشد.

تكوين رفتار نتيجه كنشى پيچيده بين ژن و محيط است. فرض كنيد كه متخصص بوم شناسى زفتار با يك لانه چرخ ريسك دم دراز ( Aegithalos caudatus ) برخورد كند ، و بالافاصله تحت تاثير اينكه لانه تا چه حد با شيوه ى زندگى حيوان سازگار است و اسستتار اعجاب آور و گرمى و استحكام آن قرار خواهد گرفت. براى تكوين اين سازگارى ها در پرنده  سه راه مختلف را مى توان در نظر گرفت:

افراد مى توانستند همگى از طريق آزمايش و خطا شيوه ى ساختن لانه خوب را ياد بگيرند با اينكه مى توانستند از كار يك پرنده ى با تجربه تر تقايد كنند. و بالاخره در خلال تكامل ، ژن لازم براى بروز اعمالى كه به ساختن لانه ى خوب منجر شود مى توانيته از طريق انتخاب طبعى در جمعيت انتشار پيدا كند ، زيرا افرادى كه بهترين لانه ها را مى ساخته اند بيشترين زادگان را نيز بر جاى مى گذاشته اند. در عين حال حتى اگر براى ساختن لانه در شكل در تنش به يادگيرى نياز باشد ، باز هم تفاوت هاى ژنتيكى مربوط به استعداد يادگى رى مى تواند در تكامل مطرح باشد.

 

رفتار ، بوم شناسى و تكامل

 

1-   انتخاب طبيعى در جريان تكامل به نفع افرادى عمل مى كند كه استراتژى تاريخچه يا چرخه ى زندگى كه از سوى آنها اتخاذ شده ، سهم ژنها ىآنها را در مخزن ژنى نسل هاى آينده به حداكثر برساند.

2-   بهترين شيوه ى موازنه بين بقاء فرد بالغ و كوشش هاى توليد مثلى او در طى تاريچه حياتش بستگى دارد به بوم شناسى ، محيط فيزيكى محل زندگى فرد ، رفتار غذايى ، صيادان و .... دارد.

3-      موفقيت فرد در بقاء و توليد مثل شديدا و به طور حياتى به رفتار او بستگى دارد.

 

مواظبت والدینی و سیستم جفت گیری

 

تفاوت گونه های مختلف از نظر مواظبت والدين و سيستم جفت گيری را ميتوان با محدوديتهای فيزيولوژی و اكولوژيكی آنها مرتبط دانست.لقاح داخلی و تخصصهايی از قبيل ترشح شير موجب ميشود كه ماده برای انجام مواظبت والدين مستعدتر باشد,در حالی كه لقاح خارجی,دفاع از قلمرو و نياز بچه ها به مواظبت از سوی هر دو جنس,نرها را وادار ميدارد تا مواظبت های والدين را بر عهده بگيرند.

سيستم های جفت گيری را بر اساس گروههای كلی زير ميتوان طبقه بندی نمود:

1)      تك همسری(monogamy),يك نر و ماده پيوند زناشويی تشكيل ميدهند.اين پيوند ممكن است كوتاه يا دراز مدت (در بخشی از فصل توليد مثل يا تمام آن و يا حتی تمام عمر)باشد.اغلب والدين,هر دو از تخم و بچه ها مواظبت ميكنند.

2)      چند زنی(polygyny),هر نر با چند ماده جفت ميشود اما هر ماده فقط با يك نر. ارتباط نر ممكن است همزمان با چند ماده باشد(چند زنی همزمان)يا در پی هم(چچند زنی متوالی).در چند زنی اين ماده است كه معمولاً وظايف والدين را بر عهده دارد.

3)      چند شويی(polyandry),اين درست بر عكس چند زنی است.ماده همزمان با چند شوهر است(چند شويی همزمان)و يا در پی يكديگر(چند شويی متوالی).در اين مورد مواظبت های والدين اغلب توسط نر صورت می گيرد.

4)      هرج و مرج جنسی(promiscuity).نر و ماده هر دو چندين بار با افراد مختلف جفت گيری ميكنند. لذا اين مورد مخلوطی است از چند زنی و چند شويی. هر كدام از دو جنس ممكن است از تخم ها يا بچه ها مواظبت كنند.

انواع مواظبت های والدين و سيستم های جفت گيری در سه گروه مهره داران

                     مواظبت والدين                         سيستم جفت گيری

پرندگان                     نر و ماده                                       تك همسری

 

پستانداران                  فقط ماده                                           چند زني

 

ماهی ها                    فقط نر                                           چند همسری/هرج ومرج جنسی

 

بر گرفته از كتاب مقدمه ای بر اكولوژی رفتار 

تاليف: كربوز و ديوسيس

ترجمه :عبدالحسين وحابزاده

An Intrduction  to  Behavioural   Ecology

J.R.krebs  and   N.B.Davies

Translated by:   A.Vahabzadeh

انتشارات جهاد دانشگاهی   چاپ سوم بهار 1383

 

رفتارشناسی ماند ساير گرايش های زيست شناسی و ساير رشته های علم بسيار گسترده و متنوع است.علاقمندان ميتوانند جهت مطالعات بيشتر به منابع زير كه از بين هزاران منبع كتاب فوق انتخاب شده است مراجعه كنند:

 

1.Abele,L.G.and Gilchrist,1977.Homosexual  rape and sexual  selection  in  acanthocephalan  worms.science.NY

2.Alatalo,R.V.Carlson,A.,lundberg,A.and Ulfstrand,S.1981

The  conflict   beyween  male  polygon  and  female  monogamy:the  cae  of the piad  flycather,Ficedula  by poleuca.Amer.Natur.

3.Altmann,S.A.1974.Baboons,space,time  and  energy.Amer.Zool.

4.Andersson,M.1980.why are there  so  many   threat  display?J.theor  biol.

 

تهیه کنندگان : شیما ترحمی – الگا عظیمی – ایلناز علیزاده – زهرا مومنی                                           



:: بازدید از این مطلب : 469
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

 

ملانوفور 

سلولهاى رنگدانه اى در پوست مهره داران وجود دارد كه در چندين آزمايشگاه به صورت مدلهاى درون ياخته اى مورد مطالعه قرار گرفته است.

ماهيها و دوزيستان داراى سلولهاى تخصص يافته اى به اسم ملانوفور هستند ، كه از صدها دانه كوچك حاوى پيگمان melanin-filled و يا در اصل ملانوزوم melanosome تشكيل شده اند. عملكرد اين سلولها در ماهيها به صورت تجمع رنگدانه ها در مركز سلول و يا توزيع آنها در سراسر سيتوپلاسم است. از طرف ديگر حركت اين پيگمان ها به جانداران اين امكان را مى دهد تا رنگ را براى استتار و برهمكنش هاى گروهى تغيير دهند.

 

عملكرد ملانوفورها در پيگمان ها در پاسخهاى برون ياخته اى : در ماهيها نروترانسميترها neurotrasmitters و در قورباغه ها يك محرك هورمونى است. در هر دو حالت توزيع ملانوزوم موجب ارتقاء AMP حلقوى ( cAMP ) در سطوح درون ياخته اى براى تجمع و يا آزاد شدن آنها به وسيله كاهش AMP حلقوى است. اين مكانيسم به وسيله يك پيام آور ثانويه تنظيم مى شود.

 

اخيرا مطالعه بر روى حامل هاى پيگمان در ملانوفورها نقش آنها را در ميكروتوبولها نشان داده است. برگشتن ملانوزوم ها به حالت اول در محيط آزمايشگاه حاكى از حضور 2 موتور فعال مجزا و با قطبيت مخالف است. پس از نزديك شدن آنها در آزمايشگاه پاسخ مستقيم موتور plus-end ميكروتوبول را به توزيع پيگمان ها به عنوان heterotrimeric kinesin-2 شناخته مى شود. ( formerly kinesin-2 or KRP85/95 ) ( tuma et al. 1998 )

همچنين cytoplamic dynein حمل ملانوزوم را به مركز سلول در طول تجمع نشان مى دهد. ( nilsson and wallin 1997 )

 

                                         

 

اخيرا ثابت شده است كه پيگمان در ماهى ، ملانوفورهايى هستند كه در طول فيلامنت اكتين در داخل سلول حمل مى شوند ، filamentous actin و ملانوزوم ها به هم وابسته هستند. ( rodionor et al. 1998 )

همزمان در آزمايشگاه ، برگشتن melanosome motility به حالت اول در طول فيلامنت هاى اكتين در داخل محيط مصنوعى احتمال وجود موتور متصل كننده ملانوزوم ها و ميوزين V را نشان مى دهد.             ( and glfand 1998  rogers)

 

كاركرد ملانوفورها برهمكنش بين ميكروتوبولها و انتقال دهنده actin-based را در چندين اندام مختلف نشان مى دهد.

 

همچنين melanocytes پستانداران ، ملانوزوم توليد مى كند اما برخلاف ملانوفورها ، پيگمان در اين سلولها به سلولهاى اندامهاى پيرامون منتقل مى شود و سپس يه وسيله سلولهاى epithelial احاطه مى شوند.

 

اين آناليز يك رويداد طبيعى در نمايش جهش موش و رنگ پريدگى پشم ويل مو است كه نشان دهنده ميوزين غير معمول ، ميوزين V ، كه يك عامل حياتى براى حركت ملانوزوم ها ست ، مى باشد. اخيرا آناليز ماكروسكوپى ويديوئى نشان داده است كه microtubule-based جزء تشكيل دهنده در انتقال دهنده هاى پيگمان melanocytes مانند ملانوفورها است. ( wu et al 1998 )

اين عمل در بر هم كنش بين اكتين و ميكروتوبولها در اندامهاى حركتى مهم است.  

 

 

Melanophores

Pigmented cells in vertebrate dermis are being studied by several laboratories as a model for intracellular organelle transport. Fish and amphibians possess specialized cells, called melanophores, which contain hundreds of melanin-filled pigment granules, termed melanosomes. The sole function of these cells is pigment aggregation in the center of the cell or dispersion throughout the cytoplasm. This alternative transport of pigment allows the animal to effect color changes important for camouflage and social interactions. Melanophores transport their pigment in response to extracellular cues: neurotransmitters in the case of fish and hormonal stimuli in the case of frogs. In both cases, melanosome dispersion is induced by elevation of intracellular cAMP levels, while aggregation is triggered by depression of cAMP. The regulatory mechanisms downstream of these second-messengers are poorly understood.

Early studies of pigment transport in melanophores established a role for microtubules. Reconstitution of melanosome motility along microtubules in vitro demonstrated the presence of two distinct motor activities of opposite polarity. Using a dominant negative approach, our laboratory subsequently identified the microtubule plus-end directed motor responsible for pigment dispersion as the heterotrimeric Kinesin-2 (formerly kinesin-II or KRP85/95) (Tuma et al., 1998). Cytoplasmic dynein has also been shown to carry melanosomes to the cell center during aggregation (Nilsson and Wallin, 1997).

It was recently demonstrated that pigment in fish melanophores is transported along actin filaments in vivo and that filamentous actin and melanosomes are closely associated (Rodionov. et al., 1998). Concurrently, our laboratory reconstituted melanosome motility along actin filaments in vitro and tentatively identified the motor attached to melanosomes as myosin V (Rogers and Gelfand, 1998). The model that has evolved from these observations is that melanosomes are transported across long distances via microtubules in both types of cells, while actin-based transport is probably utilized to achieve uniform distribution of pigment throughout the cell. Work with melanophores points to cooperation between microtubule- and actin-based transport for several types of organelles.

Mammalian melanocytes also produce melanosomes but, unlike melanophores, pigment in these cells is transported to the cell periphery for subsequent exocytosis to surrounding epithelial cells. Analysis of dilute, a naturally occurring mouse mutant exhibiting coat-color defects, showed that the unconventional myosin, myosin V, is essential for melanosome movement. Recently, video microscopic analysis revealed that a microtubule-based component is involved in pigment transport in melanocytes (Wu et al., 1998), as in melanophores. These findings underscore the importance of interplay between actin- and microtubule-based organelle motility.

 

Recent references

Nilsson, H. and Wallin, M. 1997. Evidence for several roles of dynein in pigment transport in melanophores. Cell Motil. Cytoskel. 38: 397-409.

Tuma, M., Zill, A., LeBot, N., Vernos, I., and Gelfand, V. 1998. Heterotrimeric kinesin II is the motor responsible for pigment dispersion in Xenopus melanophores. J. Cell Biol. 143: 1547-1558.

Wu, X., B. Bowers, K. Rao, Q. Wei, and J. Hammer. 1998. Visualization of melanosome dynamics within wild-type and dilute melanocytes suggests a paradigm for myosin V function in vivo. J. Cell Biol. 143:1899-1918.

View recent articles on kinesins and melanosomes from the PUBMED database
Go to the
Microtubule Depolymerizing kinesins page

Return to the Kinesin Home Page.

If you use material from the reviews at the Kinesin site, we ask that you cite either the home page and author, or the appropriate source publication in your work.

Copyright 1999-2005. All rights reserved.

Created 12 June 1999 20:50 GMT
Modified 25 January 2005 7:47 GMT

http://www.proweb.org/~kinesin/Melanophore.html



:: بازدید از این مطلب : 550
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

آناتومى اسفنج ها

 

اسفنج ها شامل حيوانات دريايى هستند كه شاخه پوريفرا ( porifera ) را تشكيل مى دهند و جزء جاندارلن ابتدايى مى باشند. توجه به گذشته اسفنج ها مشخص كرده كه نياكان اوليه آنها كوآنوفلاژله ها                  ( choanoflagellate ) هستند.

بررسى مراحل تكاملى به وضوح نشان داده است كه جد اسفنج ها از آغازيان آبزى بوده كه تشكيل كلنى داده و بعد به صورت سلولهاى يقه دار در اسفنج ها ظاهر شده اند.

در بدن يك اسفنج بافت يا اندام وجود ندارد ، بجاى آن هر يك از سلول ها مسئول فعاليت هاى خاصى براى زنده نگه داشتن اسفنج ها هستند. بعضى از اسفنج ها بر روى صخره ها مى رويند و رنگ هاى درخشانى دارند و بعضى از اسفنج ها شبيه گلدان هستند.

 

سيستم حركت : سلولهاى آميبى ( amoeboid cells ) همراه با فعاليت ديواره ابزار حركت براى انتقال مواد غذايى از سلولى به سلول ديگر را فراهم مى كند. براى مثال ، ممكن است بعضى از غذاها به سمت لايه اى از سلول هايى كه سطح را پوشانده است حركت كند و آنها از آن تغذيه كنند.

 

سيستم گوارشى : اسفنج ها داراى تغذيه فيلترى هستند ، اين بدين معنى است كه آنها زمانى كه بالغ مى شوند در يك مكان باقى مى مانند ، و غذا را به وسيله فيلتر كردن از روزنه هايش بدست مى آورند. ذرات ميكروسكوپى غذا را به وسيله آب آورده و سپس به وسيله سلول هاى يقه اى احاطه مى شوند ، سيستم گوارشى غذا را در ويزيكول هايى قرار مى دهد يا آنها را به سمت سلول هاى آميبى براى گوارش مى فرستد.

 

سيستم برون ريز : در اسفنج ها غده هاى درون ريز وجود ندارد ، اما آنها داراى غده هاى برون ريز هستند كه به سطح ترشح مى شوند . مطالعات در دو دهه گذشته نشان داده است كه اسفنج ها بيو توكسين هاى وسيعى را توليد مى كنند كه گاهى بسيار قوى است. براى مثال برخى از Tedania , neofibularia مى توانند جوشهاى دردناكى بر روى پوست انسان ها ايجاد كنند. بيوتوكسين يك ماده شيميايى است كه از حمله صيادان و همچنين آلوده شدن به وسيله ميكروبها جلوگيرى مى كند و به رقابت براى مكان با ديگر بى مهرگان شامل ascidians ، corales و حتى ديگر اسفنج ها كمك مى كند.

 

سيستم دفعى : يك منفذ اصلى در اسفنج ها وجود دارد كه براى وارد يا خارج شدن مواد استفاده مى شود.

 

سيستم ايمنى : در تمام اسفنج هاى دريايى تركيبى از anti- flammatory و antibiotic شناسايى شده است.

سيستم اسكلتى و ماهيچه اى : ديواره يك اسفنج از سه نوع سلول تشكيل شده است. سلولهاى بيرونى، سلول هاى اپيدرمى صاف هستند . سلول هاى درونى، سلول هاى يقه اى با تاژك هستند كه آب را در روزنه ها و قسمت مركزى به حركت در مى آورند و سرانجام آن را به وسيله منفذ بالايى كه در بدن قرار دارد و osculum ناميده مى شود ، به خارج مى راند و Mesohyle يك لايه ژلاتينى بين قسمت بيرونى بدن و spongocel در اسفنج ها ست. اسكلت در اسفنج ها شامل تكه هاى كوچك سوزنى شكلى به نام spicules   ( كه از كربنات كلسيم تشكيل شده است. ) و يا روزنه پروتئينى به نام sponging و يا تركيبى از هر دو است.

 

سيستم عصبى يا حسى : در اسفنج ها سيستم عصبى وجود ندارد. اما ثابت شده است كه سيگنال هاى الكتريكى در طول غشاء سلولها از يك طرف به طرف ديگر حركت مى كند.

 

سيستم توليد مثل : اسفنج ها داراى تكثير جنسى و غير جنسى هستند. آنها هرمافروديت                           ( hermaphroditic ) و يا جدا جنس اند. در توليد مثل جنسى تخم ها و اسپرم ها در آب رها و سپس بارور مى شوند ، نتيجه اين بارورى تشكيل زيگوت است كه به صورت يك لارو مژه دار كه مى تواند شنا و يك مكان جديدى را پيدا كند ، مى باشد. اسفنج ها همچنين به وسيله جوانه زدن تكثير مى شوند و محصول اين فرايند يك كلنى است كه مى تواند بزرگ شود. آنها قادر به ترميم خود هستند و همچنين مى توانند از قسمت كوچك يك اسفنج كامل را بسازند.

 

سيستم تنفسى : سلول هاى مختلف اكسيژنى كه در جريان آب عبورى وجود دارد را جذب مى كنند.

 

Sponges

Sponges are mainly marine animals that make up the phylum Porifera. They are the most primitive of all animals. Comparing gene sequences (with other animals) suggests that they may be very close to the "Animal Eve" called urmetazoan. Tracing the root further back, it is found that the choanoflagellates (the single-celled ancestors) have possessed many of the genes necessary for multicellularity already. Their evolutionary steps are clearly demonstrated from single-celled aquatic protists to colonies and then appear as the collar cells in sponges. A sponge does not have anything in their bodies that can be called tissues or organs. Instead each type of sponge cell is responsible for a different activity to keep the sponge or organs. Instead each type of sponge cell is responsible for a different activity to keep the sponge alive. Some sponges grow on rocks and are brightly colored. Sponges often are shaped like vases with a central cavity .

  • Circulatory - The amoeboid cells within the wall act as a circulatory device to transport nutrients from cell to cell. For example, they would pick up some food, move out to the sheets of cells that cover the surface, and feed them.
  • Digestive - Sponges are sessile filter feeders. This means that they remain in one place as an adult, and the food they acquire filters through the pores. Microscopic food particles brought by the water are engulfed by the collar cells and are digested by them in food vacuoles or they are passed to the amoeboid cells for digestion.
  • Exocrine - There are no endocrine glands in sponges. But they have exocrine glands that release a secretion to the surface. Studies over the last two decades have revealed that sponges produce a surprisingly broad spectrum of biotoxins, some of which are quite potent. A few, such as those of Tedania and Neofibularia can cause painful skin rashes in humans. Not only are those chemicals used to deter predators they are also helpful to prevent infection by microbes and to compete for space with other sessile invertebrates such as ascidians, corals and even other sponges.
  • Excretory - The main opening of a sponge is used as an exit to expel waste.
  • Immune - Compounds with anti-inflammatory, and antibiotic activity have been identified from many marine sponges.
  • Musculo-skeletal - The wall of a sponge contains 3 types of cells. The outer cells are flattened epidermal cells. The inner cells are collar cells with flagella, whose constant movement produces water currents that flow through the pores into the central cavity and out through the upper opening of the body, called the osculum. The mesohyl is a gelatinous layer between the outer body of the sponge and the spongocoel (the inner cavity). The "skeleton" of the sponge is composed of tiny needle-like splinters called spicules (composed of glass or calcium carbonate), a mesh of protein called spongin, or a combination of both.
  • Nervous and Sensory - None. But there is some evidence of electrical signals moving along the overall cell membrane.
  • Reproductive - Sponges can reproduce sexually or asexually. Sexual reproduction can be either hermaphroditic (organism having both sexes) or gonochoristic (separate sexes). The eggs and the sperms are released into the water, where fertilization occurs. Fertilization results in a zygote, which develops into a ciliated larva that may swim to a new location. Sponges also reproduce by budding, and this process produces whole colonies that can become quite large. Like many less-specialized organisms, sponges are capable of regeneration, or growth of a whole from a small part.
  • Respiratory - Various cells absorb oxygen from the passing water stream.  

http://universe-review.ca/R10-33-anatomy.htm



:: بازدید از این مطلب : 346
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : zistzg

دلفینها و دلفین درمانی

 

دلفینها دنیای شگفت انگیزی دارند.آنها موجوداتی باهوش،مهربان،دوست داشتنی وهمانند بچه ها عاشق بازی هستند ،چنانکه عده ای از پژوهشگران معتقدندروانشناسی دلفینها شبیه روانشناسی کودکان است.همچنین دلفینها برخلاف بشیاری از جانوران دیگر نه تنها ازانسانها گریزان نیستند بلکه در ایجاد ارتباط مشتاق و پیش قدم هستند. محققان معتقدند که قسمت اعظم مغز دلفینها برای برقراری ارتباط مورد استفاده قرار میگیرد.

 

دلفینها با سیستم اکولوکشین(Echolocation  ) یا محل پژواک با دیگر موجودات و محیط اطراف ارتباط بر قرار می کنند. اگر چه دلفینها دارای یک زبان رسمی هستند،اما از صدای سوت مانندی که در حکم امضاست برای شناساندن خود بهره میبرند.دلفینها به کمک سونار(sonar )یا ردیابی صوتی در زیر آب ،محیط پیرامون،اشیاءودیگرموجودات را بررسی می کنند.بدین گونه که با فرستادن امواج صوتی به سوی جسم مورد نظر و بازتابش،شکل،اندازه وفاصله ی آن را حدس میزنند.دلفینها دارای توانایی های بسیارزیادی در یادگیری هستند و طبق پژوهشهای علمی بعد از انسان باهوشترین موجود زمین میباشند.دلفینها طی آموزشهایی توانسته اند بعضی اصوات را که شنیده چند کلمه در زبان انسانها است ادا کنند.دانشمندان بعید نمیدانند که روزی دلفینها بتوانند با زبان بشر با او رابطه برقرار کنند.دلفینها نمی خوابند اما در طی روز دوتاسه دقیقه روی سطح اقیانوس چرت میزنند.تعداد دلفینها بسیار زیاد است به طوری که در ساحل ژاپن جمعیتشان بین 30هزار تا50هزار عدد تخمین زده میشود.بعضی گونه ها  در دسته های هزارتایی سفر میکنند،البته در دسته های کمتر از هزارتایی وحتی صدتایی هم مشاهده شده اند.

 

خانه دلفینها با 17جنس و35 گونه بزرگترین خانواده ی زیر راسته نهنگهای دندان دار محسوب میشود.اعضای این خانواده در تمام آبهای آزاد جهان و همچنین دربعضی از رودخانه های در امتداد آب شیرین انتشار دارند.این خانواده از دوره ی آئوسن ظاهر شده اند.پوست بدن دلفین ها معمولا صاف و برهنه است.ممکن است در سروتنه ی تعدادی از آنها مو وجود داشته باشد.از گوشهای خارجی فقط سوراخ کوچکی نمایان است و سوراخ بینی که یک یا دو عدد میباشد در بالا وعقب سر قرار گرفته اند تا عمل تنفس در سطح آب را سهولت بخشند،این سوراخ ها به وسیله ی پرده ای خودبه خود بسته میشوند.تعداد دندانها زیاد ودر بعضی گونه ها به 260عدد میرسدو عمدتا از ماهی ها وسرپایان وحتی دلفینهای کوچکتر تغذیه میکنند.

 

دلفین بینی بطری ( Bottlenose):

از گونه ی دلفین هایی است که به وفور در آکواریوم های دنیا جهت انجام عملیات نمایشی به کار گرفته میشود.از نقطه نظر پراکندگی در اکثر اقیانوس های جهان از جمله خلیج فارس وجود داردبا وزنی در حدود 250تا600کیلوگرم وطولی معادل 2تا4 متروردیف دندانهایی که در هر آرواره از 22تا26دندان تشکیل شده.تقریبا هردوسال یکبار هم بچه دار شده ودلفینی به طول 1متر ووزنی معادل 37کیلوگرم را به مدت1سال شیر میدهندوطول عمری معادل 26تا30سال دارد.

 

دلفین سیاه:

گونه ای ازخانواده ی نهنگهای خلیج فارس میباشد که رنگ تیره ی بدن وی رااز سایر گونه های این خلیج جدا میسازد،رنگی بین خاکستری تیره مایل به سیاه،البته بسیاری از دلفینها پس از مرگ رنگ پوست را تعویض میکنند  که شاید موجبات اشتباه را فراهم میکنند.دلفین سیاه به دندان هایی با قطر بیش از 25میلی متر مجهز میباشد که به نوعی در برخی موارد حمله ی این گونه به سایر دلفینها را فراهم می اورد،اما عمدتا به علت سرعت کمتر درقیاس با سایر هم گونه ها ناکام میماند.از نقطه نظر پراکندگی در اکثردریاهای گرم و معتدل جهان از جمله خلیج فارس یافت میشود.همچنین وزنی معادل 2متر از دیگر ویژگی های این گونه محسوب میشود.

 

دلفین یونس(نهنگ یونس):

نوعا گونه ی منزوی شناخته میشود،دارای طولی معادل 3تا4متر میباشد وزنی حدود 400

تا430کیلوگرم،دارای مجموعا 9دندان ،با رنگ خاکستری تیره که به مرور در اثر افزایش سن روشنتر میگرددو به همراه خطوطی نا منظم بروی پوست.روایت میکنند که یونس پیامبر توسط نهنگی بلعیده شد.دلفینها توجه بسیاری از پژوهش گران و دانشمندان را به خود جلب کرده اند و تحقیقات و مطالعات بسیار روی آنها صورت گرفته است.علاوه بر این مردم عادی نیز دلفینها را بسیار دوست دارند .دیدن پرش دلفین بیرون از آب تا ارتفاع بالا ،باعث میشود که مردم در هر سنی که باشند،شادمانه فریاد بزنند.شاید علت این همه علاقه و توجه این است که:

 

-کسانی که از آب وحشت دارند در کنار دلفینها کاملا احساس آرامش میکنند.

-افرادی که با دلفین ها شنا میکنند،امواج مغزی شان الگوی یکسان و هماهنگی پیدا میکنند،همانند کسانی که مدتها مدی تیشن کرده اند حتی اگر سابقه ی آنرا نداشته باشند. دلفین ها می توانند مثل یک پرستار خوب و مهربان باشند .اغلب مربیان تصدیق می کنند که دلفین ها از حیوانات سیرک فهیم ترند و این مربیان حداقل یک تجربه ی روحی یا استثنایی با دلفین ها داشته اند.در طی قرن ها ، بارها گزارش شده است که دلفین ها  جان ماهی گیران را در دریا نجات و یا محل ماهی ها را به آنان نشان داده اند.

 

در قبیله ای در آفریقا نقشه ی جالبی از مو قعیت ها ی ستاره ها وجود دارد که بدون هیچ گونه ابزاری برای رصد کردن تهیه شده است . افراد این قبیله در پاسخ به این پرسش که چگونه چنین چیزی ممکن است می گویند طبق افسانه های قبیله ،این دانسته ها توسط دلفین ها در ذهن اجدادشان تداعی شده است. در کشور یونان خانه های وقف شده ای وجود دارد که به خانه ی دلفین معروفند. در استرالیا یک گروه بومی خود را رویای دلفین می نامند.

بعضی افراد معتقدند که با این مو جودات دریایی ، تله پاتی دارند و آنها حامل پیام های گوناگونی در مورد مسایل زیست محیطی و تغییرات فراگیر آن برای بشریت هستند. تاکارا  که سال های مدید راجع به دلفین ها کتاب نوشته معتقد است دلفین ها به سه روش دیداری، شنیداری و حسی  پیام هایشان را به انسان انتقال می دهند :

 

1) وقتی شخص نزدیک آنهاست و در حال تماشا یا شنا کردن با آنهاست.

2) از طریق رویا هنگامی  شخص در خواب است .

3) زمانی که امواج مغزی فرد در حالت آلفا ( مدی تیشن ) یا تتا( تمرکز عمیق ) است.

 

نوشته های زیادی  راجع به احساس عشق،شعف و آرامش تجربه شده وجود دارد که توسط کسانی نوشته شده که در طبیعت آنها با دلفین ها مواج شده اند.همچنین برخی از دانشمندان به طور جدی به شرح تصاویر پرداخته اند که ارسالش را به دلفین ها نسبت داداه اند.

بعضی نیز گزارش می دهند هنگامی که با دلفین ها شنا می کنند بطور واضح صدایی می شنوند مثل اینکه کسی به شما بگوید سلام و وقتی اطرافتان  را نگاه می کنید کسی را در آن حوالی نمی بینید ! جدا شوک آور است!

ارتباط دلفین ها با شعور هستی ،عقیده ای است که برخی به آن باور دارند و برخی دیگر هم می گویند دلفین ها موجوداتی آبزی از جهان و سیاره ای دیگرند (یکی از قمر های سیاره ی زوپیتر ) که به زمین آمده اند و در کالبد فیزیکی دلفین زندگی می کنند.

 

به هر شکل دلفین ها با انسان بویژه کودکان رابطه ی بسیار خوبی دارند ، شواهد حاکی از نتایج مفید کار با دلفین ها به خصوص در مورد  کودکان است که نیازهای ویژه ای دارند . دلفین ها می توانند ناتوانی بچه های کوچک را احساس کنند و بسیار مهربان و مراقب برخورد نمایند و این امر به بچه ها کمک می کند که در کوتاه ترین زمان به معالجه ی کامل تری برسند . به عنوان مثال بچه هایی که نمی توانند حرف بزنند ،بعد از فقط دو جلسه  چندین کلمه بر زبان می آورند .و همین طور اینکه وقتی کودکان ناشنوا به دلفین ها گوش می دهند ،اصوات جدیدی می شنوند ،صوت های مافوق صوت (اولتراسونیک) که در صدای دلفین هاست و بدین ترتیب دلفین ها به کودکان نا شنوای کامل کمک می کنند که بشنوند.

به نظر می رسد در ارتباط بین دلفین ها و کودکان،مرز بین انسان و حیوان از بین می رود . در آنها عشق ،همدردی، درک و تفاهم است و حس مشترک بازی و شعف.

 

 

منابع :-اطلاعات علمی / سال بیستم / شماره ی / پی در پی / خرداد   / مقاله دلفین درمانی

مترجم : فروغ مهاجر                               دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا

 

گرد آوری : شیما ترحمی / الگا عظیمی/ نوشین عبدالله پور



:: بازدید از این مطلب : 276
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 28 شهریور 1389 | نظرات (0)

data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران